× خانه ژورنال ها پست ها ثبت نام ورود












چگونه بدون رسیدن به مرز جنون، پایان نامه ی کارشناسی ارشد خود را بنویسم؟!

ندا آتشی
article
   منتشر شده : 2 ماه،2 هفته قبل  

نوشتن پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد را در اواسط دی ماه شروع کردم و تقریبا دو ماه دیگر وقت دارم تا آن را کامل کنم چون که ترم پاییز حدودا تا آخر اسفند ماه ست.
پایان نامه کارشناسی ارشد، کابوس وحشتناک همه کسانی است که درس خواندن را عقب می‌اندازند. باری بر دوش است که دیگه حتما باید انجام شود و نتیجه ی دو سال زحمت با انجام آن محقق می شود.
پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد در ابتدا (البته بیشتر انتهایش) با یک احساس تلخ و شیرین همراه خواهد بود. شما کلاسهای زیادی ندارید و این نشانه آن است که دیگر دانشجو نیستید؛ پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد نوعی خوگیری برای زندگی واقعی است. در زندگی باید هدفی داشته باشید و لازم که مراحل زیادی بری رسیدن به اون هدف انجام دهید. از طرف دیگر، پایان تحصیلات شما پایان فرایند طولانی آزمون‌ها و آماده شدن برای سخنرانی صبح دوشنبه است که دوست داشتید در رختخواب گرمتان بمانید. با هر احساسی که ممکن است در مورد پایان تحصیلات خود داشته باشید، فکر می کنم این احساس همگانی و جهانی باشد که تمام زندگی شما خلاصه در کاغذهایی است  که باید آن را به همه نشان دهید.  

شاید بتوان گفت، پایان نامه ی کارشناسی ارشد برهه‌ای از زندگی شماست که خیلی چیزها را آزمایش خواهید کرد مثلا تواناییتان برای داشتن یک برنامه کاری منظم، زمان بندی جلسه‌ها و پرسیدن سوالاتی که ممکن است جوابشان را بدانید اما باید حداقل در 50 صفحه بسط داده شوند. من تصمیم گرفته‌ام نحوه انجام پایان‌نامه‌ام را با شما در میان بگذارم. منظورم این نیست که باید تا ماه دی صبر کنیم تا به نتیجه برسیم، اما فکر می‌کنم این روش آن قدرها هم بد نیست، بنابراین ارزش امتحان کردن را دارد. شما اگر با مفهوم همبستگی آشنا دارید می دانید که هر چیزی که در این مسیر اتفاق می افتد برای شما میتواند کمک‌کننده است. امیدوارم که این نکات برای شما مفید باشه و اگر دارید این روند را طی می کنید  خواندن این مقاله باعث ‌شود احساس کنید که تنها نیستید و یا ممکن است به هر دلیلی این مقاله را بخوانید و به هر حال من از این بابت خوشحالم.
من  تو این مقاله قصد دارم روند نگارش پایان نامه ی خودم را با شما در میان بگذارم، در عین حال خوش بینی خود را تا جایی که ممکن است در طول کل فرآیند حفظ کنید.


سعی کنید قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، موضوع‌تان را پیدا کنید.
حداقل موضوعی را پیدا کنید که ارزش کاوش را داشته باشد. با موضوع‌های کوچک شروع کنید، اما دقت کنید که قبل از شروع نوشتن، یک نمای کلی از آنچه می‌خواهید را داشته باشید. در زمان هم صرفه‌جویی خواهید کرد و شما را هم کلافه نمی کند و از وسواس و اتلاف انرژی جلوگیری می کند.

هر چه زودتر طرح کلی را بنویسید.
اولین وظیفه شما در رابطه با استاد راهنمایتان  نوشتن طرح کلی خواهد بود، اما به هر حال، حتما اولین هفته را روی نوشتن طرح کلی‌تان تمرکز ‌کنید. سوالات تحقیق خود را تنظیم کنید و طرح کلی‌تان را بنویسید تا به عنوان یک نقشه ذهنی برای کل فرآیند عمل کند باعث سردرگمی کمتری شود.
اصول اولیه را قبل از شروع نوشتن رعایت کنید
برخی افراد وسوسه می‌شوند که بلافاصله شروع به نوشتن کنند، اما فکر می‌کنم مهم است یک هفته (یا بیشتر) را به خواندن و تحقیق درباره موضوع اختصاص دهید (اغلب افراد این کار را انجام می‌دهند). بدون فشار و استرس، فقط با موضوع پروژه آشنا شوید. اول با آن آشنا شوید، سپس آن را بررسی کنید. (بدیهی است که باید این اصول رعایت شوند و نکته ی مهمی است)
برنامه ریزی کردن و برنامه ریزی کردن و برنامه ریزی کردن
یک تقویم بردارید و مهمترین تاریخ های خود مانند آخرین مهلت سمینار و روزهایی را که نمی‌توانید در آن کار کنید را یادداشت کنید. تعداد صفحاتی را برای هر روز مشخص کنید و با توجه به زمانی که دارید روی ‌آنها کار کنید. من به هیچ‌وجه کمیت را بر کیفیت ترجیح نمی‌دهم، اما به نظرم مهم است که مختصر باشد و یک مقدار تقریبی از صفحات که تمام ایده‌های عالی شما در آن جا شوند. سپس در صورت نیاز آن را بیشتر کنید. (یا اینکه بیشتر نکنید) من برنامه‌ریزی کردم که سرعت نوشتنم به تدریج اما با کیفیت زیاد شود. پایان دادن به پروژه قبل از موعد مقر می تواند هدف خوبی باشد چون اینگونه خود را برای شرایط ناگهانی آماده می کنید و به التبع اعصاب خوردی کمتری تجربه می کنید. دقت کنید که نمی‌توانید فرآیند نوشتن را برنامه‌ریزی کنید. بعضی روزها عالی و بعضی روزها وحشتناک خواهند بود. اما داشتن برنامه و دسته ای از اهداف کوچک خیلی خوب است.  
به خودتان استراحت دهید
این به افراد بستگی دارد، اما من تصمیم جدی گرفته‌ام که آخر هفته کار نکنم. به این صورت به خودم اجازه می‌دهم استراحت کنم، ذهنم را از پایان‌نامه دور کنم و از زندگی لذت ببرم. فکر می‌کنم سلامت فکری من به آخر هفته بستگی دارد و احتمالا بهترین تصمیم من بوده‌است. با استراحت در این طوفان‌مغزی پایان‌نامه؛ به خود زمان می‌دهید كه انرژی مجدد کسب کنید و هر هفته چشم اندازی جدید به كار خود داشته باشید. هر دوشنبه مانند یک دکمه شروع مجدد با یک روش خوب است. این جدایی به بخش مهمی از نوشتن شما تبدیل می‌شود، زیرا به جای آن خودتان را تحت فشار قرار می‌دهید که در طول هفته بیشتر تلاش کنید. 

از ساعت‌های طولانی نترسید
بله، شما نمی‌خواهید از ساعتهای طولانی فرار کنید. این یک حقیقت جهانی در مورد کار دانشگاهی است که شما چه بخواهید و چه نخواهید در پایان‌نامه خود زندانی خواهید شد. ماه‌ها مغزتان درگیر تمام کردن کارتان خواهد بود. من ساعت ۹ صبح وارد کتابخانه می‌شوم، حدود ۶ بعد از ظهر کتابخانه را ترک می‌کنم. گاهی اوقات اگر لازم باشد یا به این خاطر که ایده‌های خوبی دارم، بیشتر می‌مانم و اگر سهمیه روزانه من به حد لازم نرسد واقعا ناراحت می‌شوم، بنابراین می‌خواهم تا جایی که می‌توانم با برنامه‌ریزی‌ام پیش روم. 
خوب بخورید، خوب بخوابید، ورزش کنید
استرس ناشی از نگارش پایان نامه شما را به سمت اختلال خوردن و پرخوری غذاهای ناسالم می برد. همچنین به خواب خود بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دهید. من در مورد الگوی خوابم خیلی بی توجه شده ام؛ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد، اما اگر صبح کلاس داشته باشم، به 8 ساعت خواب  نیاز دارم این کار را میکنم. من هر روز صبح ساعت 7 صبح از خواب بیدار می شوم، سحرخیز نیستم اما اگر می خواهم یک انسان فعالی باشم مجبورم صبحانه بخورم،  این حداقل کار عاقلانه‌ای است که باید انجام دهم. در مورد ورزش هم، این یک امر بدیهی است.
سعی کنید لذت ببرید، بیرون بروید، به مهمانی بروید و با همکلاسی‌ها خوش بگذرانید چون وقتی که مدرکتان را گرفتید، از هم جدا خواهید شد. 

شروع استرس در آخر
واقعاً منطقی نیست در طی کل فرآیند استرس داشته باشید. استرس باعث ناتوانی شما در فکر کردن و ارائه ایده‌های خوب می‌شود، پس استرس را برای مدتی کمی کاهش دهید. اگر می خواهید استرس داشته باشید، در پایان کار فقط استرس خواهید داشت من به شما قول می‌دهم تا فرا رسیدن زمان دفاع، از استرس دیوانه شوید و این قضیه بشدت بر میزان کارایی شما تاثیرگذار ست. اما با دفاع کردن تازه می فهمید ای داد بیداد چرا اینقدر خودم را اذیت کردم!