تحلیل و اولویّت بندی پایداری اجتماعی محیط های روستایی (مطالعه موردی: دهستان قلعه بیابان شهرستان داراب)
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
توسعه پایدار روستایی دارای ابعاد مختلفی است که در بین آنها بُعد پایداری اجتماعی در تحقّق اهداف توسعه روستایی بسیار حائز اهمّیّت است. این بعد از پایداری، تعیین نیازمندی های اجتماعی حداقلی برای توسعه بلندمدّت و شناسایی چالش های پیش روی عملکرد جامعه در بلندمدّت را دنبال می کند. دستیابی به پایداری اجتماعی در نواحی روستایی، نیازمند شناخت و تحلیل وضعیّت پایداری اجتماعی روستاها است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف سنجش، تحلیل و اولویّت بندی نواحی روستایی دهستان قلعهبیابان (شهرستان داراب) از لحاظ پایداری اجتماعی تدوین یافته است. اطّلاعات و داده های مورد نیاز در این پژوهش، با استفاده از ابزار پرسشنامه جمعآوری شده است. واحد تحلیل پژوهش خانوارهای ساکن در 7 روستای بالای 20 خانوار است که 10 درصد آنها (185 خانوار) به عنوان خانوار نمونه انتخاب شدند. داده های گردآوریشده با استفاده از آزمونهای آماری tتکنمونهای، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرّر، تجزیه و تحلیل و در راستای اولویّتبندی روستاهای مورد مطالعه از تکنیک ralspi استفاده شده است. نتایج حاصله نشان میدهد که نواحی روستایی داراب از لحاظ پایداری اجتماعی بالاتر از حد متوسّط قرار دارند که البتّه تفاوت معناداری از این لحاظ در بین روستاها وجود دارد؛ همچنین بر اساس مدل ralspiمشخّص شد که از لحاظ پایداری اجتماعی روستای فتحآباد در بالاترین رتبه و روستای بیخوبنگل در پایین ترین رتبه قرار دارد. نهایتاً اینکه مشخّص گردید، معیارهای جمعیّت، امکانات و خدمات و نیز معیار رضایت زیستی نقش مؤثّری در بالابودن میزان پایداری اجتماعی روستاها دارند.