تنگناها و چالش های اشتغال دانش آموختگان کشاورزی از دیدگاه مدیران اجرایی
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
هدف کلی این پژوهش بررسی چالشهای پیش روی دانشآموختگان کشاورزی و اشتغال آنان و پیش بینی روند مشکل آفرینی آن در آینده است. روش تحقیق از لحاظ گردآوری اطلاعات به صورت پیمایشی و از نظر ماهیت از نوع کمی است. جامعه آماری تحقیق را مدیران و اعضای هیأت علمی موسسهها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی وابسته به وزرات جهاد کشاورزی واقع در استان تهران(327 تن) تشکیل دادند. حجم نمونه آماری بر پایه فرمول کوکران 135 تن برآورد شد که برای بالا بردن ضریب بازگشتپذیری پرسشنامه، 147 تن به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری گزینش شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی و پایایی آن به ترتیب با نظر اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی، دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس و استفاده از یک بررسی راهنما و محاسبه تتای ترتیبی معادل 85/. بررسی و تایید شد. نتیجه تحقیق نشان داد که از نظر مدیران اجرایی تنگناها و چالشهای دانشآموختگان کشاورزی که میتواند در نهایت در دامن زدن به بیکاری آنان نقش بسزایی داشته باشد، به چهار عامل گرایش منفی به انجام کار خصوصی، نبود گزینش عقلایی، بار منفی جامعه در تعیین موقعیت های اجتماعی و تنگناهای جذب دانشآموختگان دستهبندی میشوند که در مجموع این چهار عامل 69 درصد از واریانس عاملها و چالشهای موجود را تبیین می کند. یافته ها گویای آن است که پاره ای از این چالشها با عنایت به سیاست های جدید بخش آموزش و کشاورزی روندی کاهنده داشته و بهبودی آنها مورد انتظار پاسخگویان میباشد؛ مانند مدرکگرایی دانشآموختگان، روحیه پشت میز نشینی در میان آنان، نداشتن شناخت کافی از رشته های کشاورزی پیش از ورود به دانشگاه و نبود روحیه خود اشتغالی نزد دانشآموختگان. همچنین مشخص شد که بحران های نظام آموزش کشاورزی در آینده عبارتند از: جذب پایین دانش آموختگان کشاورزی در سازمان های دولتی، مهاجرت دانشآموختگان روستایی به مناطق شهری، اشتغال دانشآموختگان در مشاغل غیرمرتبط و نداشتن گرایش دانشآموختگان به انجام کارهای کشاورزی