تحلیل کهن الگویی داستان زال و رودابه
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
بررسی و تحلیل آثار ادبی بر بنیاد دیدگاههای جدید باعث فهم جنبههای ناشناخته اثر ادبی میشود. داستان زال و رودابه، که در آن با مهارتی خاص لطافت عاشقانه با صلابت حماسه درهم آمیخته، ترکیبی نوآیین و شگفت به وجود آمده، تاکنون از چشمانداز نقد روانکاوانه مورد تحلیل واقع نشده است. بررسی روانکاوانهی این داستان بر اساس دیدگاه یونگ و تحلیل کهنالگوهای آن، میتواند دریچههای تازهای از معانی نهفته در شاهنامه را بر روی مخاطبان بگشاید. در این جستار ابتدا مبانی نظری دیدگاه یونگ و کهنالگوهای مورد نظر او باختصار معرفی شدهاند. آنگاه کهنالگوهای آنیما و آنیموس، نقاب، سایه، پیر فرزانه و در نهایت فرایند فردیت در داستان زال و رودابه جُسته، به روش کتابخانهای مورد تحلیل واقع شدهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که زال، برای آن که بتواند پدر جهان پهلوان شاهنامه، رستم، باشد، به نوعی خرد ملکوتی دست مییابد از سنگینی زمین و ماده رها میشود تا به خودیابی(فردانیت) برسد. با رسیدن او به این مرحله، زمینه برای آمیزشی روحانی فراهم میشود و نتیجهی این پیوند، جهان پهلوان شاهنامه است.