بررسی ارتباط سطح تحصیلات، اشتغال و وضعیت اقتصادی والدین با چاقی و اضافه وزن در دانش آموزان مدارس مناطق مختلف شهر تهران در سال ۱۳۹۱
Abstract
سابقه و هدف: چاقی از مشکلات پرهزینه در سلامت جامعه است و افزایش شیوع آن در کودکی معضلی جهانی شده است. با توجه به این که چاقی ازجمله بیماری های متأثر از افراد و محیط است، لذا این مطالعه برخی از ویژگی والدین (تحصیلات، اشتغال، وضعیت اقتصادی) و سبک زندگی (مصرف غذای آماده) و ارتباط آن با چاقی فرزندان را بررسی نمود. مواد و روش ها: دراین پژوهش توصیفی- مقطعی، اطلاعاتی مانند تحصیلات، اشتغال و وضعیت اقتصادی والدین و شاخص توده بدنی 552 دانش آموز دختر و پسر ابتدایی در 8 منطقه از مناطق 22گانه شهرتهران (نمونه گیری تصادفی) اندازه گیری شد. قد و وزن دانش آموزان اندازه گیری و bmi (نمایه توده بدنی) براساس نمودارwho محاسبه شد. داده ها با نرم افزار spss/ver16 پردازش شد. یافته ها: بین500 نمونه 47/8% پسر و 2/52% دختر، در پسران 23/9% چاق، 12/2% اضافه وزن، 59/6% طبیعی، 4/3 %لاغر و در دختران 12/5% چاق، 14/6 % اضافه وزن، 67/2 % طبیعی، 5/7 % لاغر بودند. تحصیلات پدران 9% بیسواد و ابتدایی،54/2% دیپلم، 28/4% فوق دیپلم و لیسانس، 6/2 % فوق لیسانس و بالاتر ومادران 7% بیسواد و ابتدایی، 62/8 % دیپلم، 25/2% فوق دیپلم و لیسانس، 2/3% فوق لیسانس و بالاتر بود. در این بررسی بین وضعیت اقتصادی و دفعات مصرف غذای آماده ارتباط معنی دار بود (018/0=p). بین اشتغال مادر و تحصیلات والدین با bmi کودک ارتباط معنی دار نبود. نتیجه گیری: با توجه به افزایش سطح تحصیلات والدین و اشتغال مادران و توجه کمتر به فعالیت فیزیکی و چاقی کودک، به نظر می رسد ایجاد آگاهی درمورد سبک زندگی می تواند درکاهش چاقی موثر باشد. واژگان کلیدی: اشتغال و تحصیلات والدین، چاقی، دانش آموز