تحلیل بزه دیده شناختیِ قاچاق زنان و کودکان: با نگاهی به ملاک های بین المللی و مقررات ایران
Abstract
طرح مسأله: قاچاق انسان یکی از جرایم سازمان یافته است که بیشترین بزه دیدگان آن را زنان و کودکان تشکیل می دهند. این افراد اغلب، اشخاص فریب خورده ای هستند که از سرنوشت خود اطلاعی نداشته و در دام قاچاقچیان گرفتار شده اند. فریب خوردگی بزه دیدگان قاچاق انسان، به طور عمده، معلول آسیب پذیری جنسیتی یا سنّی این گروه از اشخاص است. روش: در این پژوهش بر پایه روش توصیفی-تحلیلی، و با استفاده از منابع جرم شناختی و بزه دیده شناختی، مفاد اسناد بین المللی و قوانین ایران در خصوص موضوع قاچاق زنان و کودکان بررسی شده است. یافته ها: در قاچاق زنان و کودکان، آنچه که بیش از همه، به این بزه دیدگی دامن می زند، جنسیت و سنِ بزه دیدگان، به منزله دو متغیر آسیب شناختی، است. از دیدگاه بزه دیده شناسی، آسیب پذیری زنان و کودکان، ضرورت حمایت ویژه یا افتراقی از این دو گروه را ایجاب می کند. در همین راستا، در سطح بین المللی اقداماتی برای حمایت از این آماج های اصلی قاچاق انسان انجام شده است که تصویب پروتکل یکم الحاقی به کنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با جرم سازمان یافته فراملّی نقطه عطف آن به شمار می رود. امّا در ایران با وجود تصویب قانون مبارزه با قاچاق انسان (مصوب 1383)، به جنبه های گوناگون حمایتی (جز حمایت کیفری) توجه چندانی نشده است. نتایج: به رغم اقدام های بین المللی در زمینه حمایت از بزه دیدگان، قانون مبارزه با قاچاق انسان، هنوز برای تحقق حمایت مطلوب از زنان و کودکان قربانی این جرم کافی به نظر نمی رسد. در نتیجه، اصلاح قوانین داخلی در راستای شناسایی ملاک های بین المللی در این زمینه، و به ویژه تعمیم حمایت کیفری به سایر جنبه های حمایتی، ضروری به نظر می رسد.