مقایسه خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی، و کارکرد خانواده در دانش آموزان دختر تیزهوش، با هوش متوسط و هنرستانی
Abstract
زمینه و هدف: نوجوانان سرمایه های آینده جامعه هستند. مدارس ویژه پرورش استعدادهای درخشان دارای محیط نسبتاً متفاوت با مدارس عادی هستند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی و کارکرد خانواده دانش آموزان تیزهوش، باهوش متوسط و هنرستانی انجام شد. روش: طرح پژوهش علّی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه 1 آموزش و پرورش شهرستان رشت در سال تحصیلی94-1393 بودند (6990 نفر). نمونه آماری شامل180 نفر از این دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995)، پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1985) و پرسشنامه عملکرد خانواده (اپشتاین، بالدوین و بیشاب ( 1983) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین خودنظم بخشی، ویژگی های شخصیتی، و کارکرد خانواده سه گروه دانش آموزان تیزهوش، باهوش متوسط و هنرستانی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). نتایج پژوهش بیانگر این بود که توانایی کل خودنظم بخشی و بعد شناختی آن در دانش آموزان تیزهوش بالاتربود. ابعاد شخصیتی روان آزردگی گرایی، توافق پذیری و برون گرایی در دانش آموزان هنرستانی بالاتر بود. در متغیر کارکرد خانواده هم مهارگری رفتار در دانش آموزان با هوش متوسط و ایفای نقش در دانش آموزان هنرستانی، بالاتر بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر حاکی از نقش هوش در ویژگی های روان شناختی و کارکرد خانواده بود. تلویحات ضمنی نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفت.