Article

بررسی و تحلیل عناصر داستانی در رمان های رضا امیرخانی

Abstract

چکیده: سابقه داستان نویسی نوین در ایران به دوره مشروطه برمی­گردد؛ زمانی که ایرانیان فرنگ دیده داستان­ها و رمان هایی را از زبان­های بیگانه ترجمه کردند. از آن پس داستان نویسی نوین، اصول و عناصر آن در ایران مورد توجّه واقع شد. امیرخانی یکی از نویسندگان موفّق سال­های اخیر است که با استفاده از شیوه­های نو داستان نویسی، توجّه عمومی را به خود جلب کرده است. در پژوهش حاضر، عناصر داستانی آثار امیرخانی بررسی، تحلیل و مقایسه شده است. این بررسی نشان می دهد امیرخانی در آثارش به خوبی از عناصر داستان استفاده کرده است، به طوری که لحن و شخصیّت پردازی از عناصری است که او در آن­ها بسیار موفّق بوده است. هم چنین داستان بلند ازبه و رمان قیدار از نظر کاربرد عناصر داستان قوی تر و موفّق تر از سایر رمان های او هستند.

Similar items