بررسی کارامد دارودرمانی، درمان های شناختی- رفتاری و ترکیب آن ها در درمان بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی
Abstract
مقدمه: . اختلال هراس اجتماعی در برخی موقعیت های معین و یا در برابر اشیای خاص در حالی که اغلب خطرناک نیستند، بروز می کند. این مطالعه به منظور درمان اختلال هراس اجتماعی انجام شد. روش ها: این پژوهش نوعی کارآزمایی بالینی بود که سعی داشت تأثیر جداگانه و ترکیبی دو عامل دارودرمانی و درمان های شناختی- رفتاری را (در مقایسه با دارونما) مورد سنجش قرار داد. بدین منظور از بین بیماران مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی و مطب های خصوصی روان پزشکی شهر نیشابور و مشهد 60 بیمار مبتلا به اختلال هراس اجتماعی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی جایگزینی به چهار گروه دارو درمانی، درمان های شناختی- رفتاری، درمان ترکیبی و دارونما تقسیم گردیدند. آزمودنی ها قبل و بعد از دوره ی درمان، و همچنین دو ماه پس از پایان دوره ی درمان توسط آزمون های هراس اجتماعی davidson، اضطراب schpillberger، افسردگی beckو hamilton، افکار ناسالم weismann وmyers ، سازگاری اجتماعی california ، عزت نفس eliss-pope مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج آزمون repeated measure anova حاکی از کاهش نشانه های هراس اجتماعی، اضطراب، افسردگی، تغییر افکار ناسالم و افزایش سطح سازگاری اجتماعی و عزت نفس بیماران (05/0 > p) بود. نتایج همچنین بیانگر برتری هر یک از درمان های دارویی، شناختی- رفتاری و ترکیبی به تنهایی نسبت به دارونما بود (05/0 > p). درمان های شناختی- رفتاری و ترکیبی نیز نسبت به دارو درمانی برتری داشتند، اما اثربخشی درمان های شناختی- رفتاری و ترکیبی تفاوت معنی داری نداشت (05/0 < p). نتیجه گیری: به طور کلی می توان گفت که دارو درمانی روی نشانه های جسمی و خلق بیماران اثر می گذارد، اما درمان های شناختی- رفتاری به طور عمده روی افکار و تکانه های هراس تأثیر دارد و به تدریج به سایر موقعیت های واقعی زندگی تعمیم می یابد. بنابراین، این دو شیوه ی درمان در بسیاری از موارد لازم و ملزوم یکدیگر هستند.