سیمای پیامبر (ص) در مثنوی مولانا
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
در فایل اصل مقاله موجود است.
در فایل اصل مقاله موجود است.
در فایل اصل مقاله موجود است.
ابلیس در مثنوی معنوی دو سیمای متفاوت دارد. از سویی شخصیتی شرور و شوم است که کمر به ویرانی آرمان الهی بسته است. در مواردی برابر با نفس اماره شمرده میشود و کار او وسوسه است و تنها با هدایت پیر راهدان میتوان از وسوسههای او در امان ماند. نگاه دیگر به ابلیس در مثنوی بسیار شگفتی آف
«عشق» مهمترین کلیدواژه تمام متون عرفانی، بهویژه در مکتب فکری مولاناست. از عشق نمیتوان با بیانی صریح و مستقیم سخن گفت. از این رو، عرفا با ابزارهای گوناگون زبانی و مفهومی سعی در روشن ساختن منظور خود از این مقولة اساسینمودهاند. در مثنوی نیز عشق، عنصری کلیدی است که باید بدان اه
نظریه استعارههای شناختی یا مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون در کتاب استعارههایی که با آن زندگی می کنیم، مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نبود، بلکه ایشان معتقد بودند که زیربنای تفکر انسان، استعاری است. گرچه ابتدا استعارههای شناختی در ز
شعر اعتراض، به عنوان یکی از زیرمجموعههای شعر متعهد، از دیرباز در ادبیات فارسی به اشکال مختلف وجود داشته است. آثار اغلب شعرا و نویسندگان برجستۀ ایرانی از گذشته تا امروز ، آیینۀ تمام نمای محیط و روزگار زندگی آنان بوده است. چنان که بسیاری از آنان در تحلیل و تبیین دشواریهای زندگی ب
ذهن نسبیّت گرای مولانا، طبیعت و جریانات آن را در قالب تمثیلهای زیبا و هنرمندانه با زبان شعر به تصویر میکشد. نسبیّت در مثنوی به گونهای است که بعضی معتقدند در مثنوی کثرت گرایش مطرح شده است. این دیدگاه مولانا در مثنوی با به کارگیری تصاویر، نمادها و مفاهیم متضاد و تمثیلها و در نگ