کاربرد مدل رفتار برنامه ریزی شده در پیش بینی عوامل موثر بر رابطه با جنس مخالف در دختران نوجوان شهر بیرجند
Abstract
زمینه و هدف: دوران بلوغ یکی از حساسترین دورههای زندگی هر فرد است که باعث میشود شخص به طرزی متفاوت احساس و رفتار کند. یکی از مسائل عمدهای که نوجوانان با آن مواجه هستند، تعارض ارزشهای دینی، عرفی و خانوادگی در خصوص آزادی یا عدم آزادی رابطه دختر و پسر و چگونگی مواجهه با آن است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل پیشبینی کننده رابطه با جنس مخالف در میان نوجوانان شهر بیرجند انجام شد. روش تحقیق: این مطالعۀ توصیفی-تحلیلی در بهار سال 1394 بر روی 395 دانشآموز دختر دوره دوم شهر بیرجند که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند، انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه منطبق با تئوری رفتار برنامهریزی شده، که روایی و پایایی آن تایید شده بود، جمعآوری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار spss (ویرایش 20) و توسط آزمونهای آماری t-test مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون لجستیک در سطح معنیداری کمتر از 05/0 تحلیل گردید. یافته ها: در این مطالعه 9/43% از دختران با میانگین زمانی 7±15 ماه با جنس مخالف رابطه داشتند. آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که نگرش (001/0p<)، قصد رفتاری (001/0p<)، شغل مادر (03/0p=)، بعد خانوار (01/0p=)، رتبه تولد (03/0p=) و داشتن ماهواره (01/0p=) پیشبینی کنندههایی قوی برای برقراری رابطه با جنس مخالف در افراد مورد مطالعه بودند. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن قدرت پیشبینی کننده نگرش و قصد رفتاری در ایجاد رابطه با جنس مخالف، استفاده از تئوری رفتار برنامهریزی شده میتواند برای پیشگیری از رابطه با جنس مخالف در نوجوانان کمک کننده باشد.