پرسشها و پژوهشهای بایسته قرآنی در زمینه مبادی فهم قرآن
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
طرح پرسشهای متعددی در باب فهم قرآن است که پاسخ به آنها راهگشای خیلی از مسایل در فهم و تفسیر قرآن می باشد. نویسنده پرسشهایی را در چند محور مطرح کرده و به سیر تاریخی آن به صورت اجمال و پاسخهای احتمالی که ممکن است داده شود یا داده شده است، اشاره کرده است. نخستین محور چگونگی زبان قرآن است. در این رابطه سه دیدگاه از سوی غربیان راجع به زبان دین بیان شده است: 1 - نظریه پوزیتیویست ها، 2 - نظریه تمثیلی بودن گزاره های دینی و 3 - نظریه نمادین بودن گزاره های دینی. سپس پرسشهای چندی راجع به قرآن مطرح گردیده است: آیا زبان قرآن نمادین یا تمثیلی است؟ دو اصطلاح ظاهر و باطن چه ارتباطی با نوع زبان قرآن دارد؟ آیا زبان قرآن علمی نیست؟ آیا مفاهیم واژه ها تاریخمند نیست؟ محور دوم، تأثیر شناخت فرهنگ ها در فهم قرآن است. آیا شناخت فرهنگ اجتماعی تأثیر در فهم قرآن دارد؟ آیا فرهنگ عرب معیار است یا فرهنگ محیط نزول؟ آیا شناخت فرهنگ تنها نقش تفسیری دارد یا در فهم شرایط، زمینه ها و گروه های معارض وحی نیز مؤثر است؟ محور سوم، نقش سیاق در فهم قرآن است. آیا بهره گیری از سیاق شامل زمینه، شرایط و اسباب نزول نیز می شود؟ حوزه سیاق را چگونه می توان مرزبندی کرد؟ مقصود از سیاق عام چیست؟ آیا سیاق تنها در فهم جمله به کار می آید یا در فهم واژه ها نیز مفید است؟ محور چهارم، نقش فطرت در فهم قرآن است. آیا فطرت می تواند در ردیف سایر منابع معرفت و فهم قرآن یاد شود یانه، تنها مویّدی بر سایر منابع است؟ رابطه فطرت با سایر منابع فهم قرآن چیست؟ محور پنجم، تأثیر عمل در درک مفاهیم وحی است. آیا عمل، تنها وسیله درست فهم قرآن است یا نقش آن تعمیق فهم است و نه ایجاد؟ محور ششم، ظاهرگرایی در فهم قرآن است. منظور از ظاهرگرایی چیست؟ فرقه های ظاهرگرا کدامند؟ آیا زمینه های مشترک در میان آنان وجود دارد؟ ظاهرگرایی تاچه اندازه به خصلتهای روانی و علمی یا آموزه های دینی ارتباط دارد؟ منتقدان ظاهرگرایی کیانند؟ تأثیر ظاهرگرایی در زمینه تفکر و مقولات اجتماعی چه بوده است؟ آیا در عصر نزول رگه های ظاهرگرایی وجود داشته است؟ مرز میان ظاهرگرایی درست و نادرست چیست؟ آخرین محور، سطوح و لایه های فهم قرآن است. عوامل پیدایش فهمهای متعدد چیست؟ تأثیر پیش فرض ها تا چه اندازه است؟ چه معیاری برای تأثیرهای بایسته پیش فرض ها و تأثیرهای نابایسته وجود دارد؟ تحوّل فهمها چه نسبتی با ثبات مفهومی معارف وحی دارد؟ آیا همه فهمها صحیح و درستند یا خیر؟