بررسی رابطه بین کیفیت مسکن و سرمایه روان شناختی در سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه موردی: محله یوسف آباد تبریز)
Abstract
اسکان های غیررسمی عامل برجسته و غالب در شهرنشینی و تهیه مسکن برای فقرای شهری است. در این بین کیفیت مسکن تأثیر زیادی در این سکونتگاه ها دارد. یکی از این عوامل خود فرد و سرمایه روان شناختی اوست که تک تک ساکنان سکونتگاه های غیررسمی را دربرمی گیرد. بنابر اهمیت سرمایه های روان شناختی در سکونتگاه های غیررسمی، هدف این مقاله بررسی رابطه بین کیفیت مسکن و سرمایه روان شناختی در محله یوسف آباد تبریز است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی- توسعه ای و به لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق تمامی افراد بالای 18 سال محله یوسف آباد است. حجم نمونه بر اساس مدل کوکران 322 نفر برآورد شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های این تحقیق نیز از آزمون های پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که با توجه به گذراندن بخش عمده ای از عمر افراد در مسکن، همچنین کمبود بعضی امکانات مثل گذران اوقات فراغت مناسب در بین ساکنان، کیفیت مسکن در خودکارآمدی و افزایش کارایی فردی، امیدواری برای رسیدن به اهداف، تاب آوری در برابر مشکلات و خوش بینی به آینده نقش مهمی را به خود اختصاص می دهد. نتایج نیز نشان می دهد که سطح معناداری دو دامنه برای همه متغیرهای سرمایه روان شناختی کمتر از 05/0 است. بنابراین، رابطه معناداری بین متغیر کیفیت مسکن با متغیر های سرمایه روان شناختی وجود دارد. بیشترین ضریب همبستگی پیرسون مربوط به متغیر کیفیت مسکن با متغیر خوش بینی است که برابر با ضریب 511/0 و سطح معناداری 000/0 است. بنابراین، می توان گفت که بین شاخص کیفیت مسکن با مؤلفه های مربوط به سرمایه روان شناختی همبستگی مثبت و مستقیمی وجود دارد و با افزایش کیفیت مسکن، متغیرهای مربوط به شاخص سرمایه روان شناختی نیز افزایش می یابد.