مدلی برای اولویتدهی عوامل مدیریت دانش در بهبود عملکرد مدیریت ارتباط با مشتری (مطالعه موردی: بانک سپه)
Abstract
در دهه اخیر با افزایش رقابت، جذب و حفظ مشتری که باارزشترین رکن رقابت شمرده میشود، از اهمیت بالایی برخوردار شده است و بسیاری از سازمانها آن را کلید موفقیت در کسبوکار میدانند. برخی از سازمانها با وجود بهرهمندی از مدیریت ارتباط با مشتری، قادر به جذب رضایت مشتری نیستند. برای نمونه با شکلگیری بانکهای خصوصی، بانکهای دولتی دچار مشکلات عدیدهای در بازار رقابت شدند. این نوشتار تلاش دارد تا با ارائه مدلی برای اولویتدهی انواع دانش و مدیریت بهینهتر دانش در سازمان، مدیریت ارتباط با مشتری را بهبود بخشد. برای این امر، عوامل مدیریت دانش به سه عامل دانش مشتری، دانش کارکنان و دانش بازار دستهبندی و متغیرهای مستقل این پژوهش در نظر گرفته شدند. همچنین مدیریت ارتباط با مشتری (مدیریت خدمات، شکایتها، پیشنهادها) نیز، متغیر وابسته شمرده شدند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، از روش معادلات ساختاری و نرمافزار لیزرل استفاده شده است و تأثیر مدیریت دانش بر بهبود عملکرد مدیریت ارتباط با مشتری، در مطالعه موردی بانک سپه مورد ارزیابی قرار گرفته شد. در انتها نتایج گزارش شده است.