بررسی دیدگاه ویلیام رو در باب حجیت معرفت شناختی تجربه ی دینی
Abstract
No abstract recorded for this item.
No abstract recorded for this item.
برهان تجربهی دینی از براهین مهم اثبات وجود خداوند است. ریچارد سوینبرن، فیلسوف و متأله معاصر، و به تبع او برخی فیلسوفان دیگر، حجیت معرفتشناختی تجربهی دینی را مبتنی بر دو اصل میدانند: اصل گواهی و اصل سادهباوری. از این دو، اصل سادهباوری محل مناقشهی برخی معرفتشناسان از جمله «ویل
آنتونی کنی، بر آن است که تجربه های دینی حجیت معرفت شناختی ندارند. استدلال او، بر تحلیل ماهیت تجربه دینی مبتنی است. از نظر او، تجربه دینی یا ادراک حسی است یا ادراک غیر حسی. با توجه به این که نمی توان تجربه دینی را ادراک حسی دانست، لاجرم باید ادراک غیر حسی باشد؛ اما ادراک غیر حسی د
آنتونی کنی، بر آن است که تجربه های دینی حجیت معرفت شناختی ندارند. استدلال او، بر تحلیل ماهیت تجربة دینی مبتنی است. از نظر او، تجربة دینی یا ادراک حسی است یا ادراک غیر حسی. با توجه به این که نمی توان تجربة دینی را ادراک حسی دانست، لاجرم باید ادراک غیر حسی باشد؛ اما ادراک غیر حسی د
جریان فکری سلفی گری را می توان از منظرهای گوناگون و متفاوتی تحلیل و بررسی کرد و پیش فرض های اتخاذشده در این تحلیل در ساختار نهایی تحقیق مؤثر است. سلفیه با اتخاذ موضع حس گرایی در هستی شناسی، نقل گرایی مبتنی بر ظاهر در بحث معرفت شناسی و روش شناسی و مرجع قرار دادن فهم، قول و فعل سلف
سی. دی. براد کوشید تا با اتخاذ رویکردی تجربی به باور دینی بپردازد، رویکردی که پیش از او جیمز و برخی فیلسوفان دیگر نیز اتخاذ کرده بودند. او برای تجارب دینی ارزش معرفت شناختی قائل بود و آنها را شاهدی بر باورهای دینی، به ویژه باور به وجود خدا، می دانست. شاید بتوان براد را در شمار نخ
یکی از حوزه های متاخر مطالعات عصب شناختی ، بررسی ماهیت تجربه دینی و ملازم های محتمل عصبی آن است. عصب شناسان در این حوزه مطالعاتی در صدند با بررسی ساختارهای عصبی میانجی در بروز تجربه دینی ، فهم دقیقی از ماهیت تجارب دینی به عنوان یک عمل شناختی بدست آورند. این مقاله با بررسی مطالعا