نقد جامعه شناسانۀ سرمایه های زنان در رمان قصه تهمینه محمد محمدعلی بر اساس نظریۀ انواع سرمایۀ پیر بوردیو
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
این مقاله بر نقد جامعهشناسانۀ رمان معاصر تمرکز دارد. راهنمای نظری این پژوهش ایدۀ انواع سرمایۀ پیر بوردیو است. بوردیو بر این باور است که نظریۀ سرمایۀ اقتصادی مارکس مبادلات را به نوع تجاریِ آن تقلیل میدهد؛ در حالی که توضیح دادن ساختار و کارکرد جهان اجتماعی بدون در نظر گرفتن سرمایه در تمام شکلهایش امری محال است. در پرتو این نظریه با بررسی انواع سرمایههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و نمادین و قدرتی که از این راه برای زنان حاصل میشود، به بازنمایی جایگاه آنان در رمان قصۀ تهمینه، اثر محمد محمدعلی، میپردازیم و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و روایتشناسی به این نتیجه میرسیم که در فضای اجتماعی این رمان هیچ سرمایۀ متقارنی برای زنان وجود ندارد. آنان فقط با تکیه بر یک بُعد از سرمایهشان، در میان خود، به تخاصم آشکار و پنهان میپردازند؛ در همین محیط برای جای گیری در قدرت منازعه میکنند و به فرادست و فرودست تقسیم میشوند. بنابراین، اگر چه در فضاهای خرد زنانه مادرانی با «قدرت پدرانه» میبینیم، در فضای کلان اجتماعی سرمایههای تثبیت شده، کلان، و گسترده متعلق به مردان است و زنان قصه، حتی تهمینه، در جوار آنها حاشیهای بر متن تلقی میشوند. به این ترتیب، متن به نوعی آگاه یا ناخودآگاه در بازتولید فرادستی مردان و فرودستی زنان در عرصه ها تجربهای عینی و کلیدی به دست میدهد.