خاستگاه استعاری افعال حسی چندمعنا در زبان فارسی از منظر معنی شناسی شناختی
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
تا پیش از پیدایش زبان شناسی شناختی، بسیاری از زبان شناسان، استعاره را روشی برای خیال پردازی شاعرانه می دانستند. به همین دلیل، «استعاره» غالباً مفهومی ادبی به شمار می رفت. لیکن با اشاعة الگوی شناختی، کارکرد استعاره در گفتمان روزمرۀ اهل زبان مورد توجه قرار گرفت. پرسشی که در مقالۀ حاضر مطرح می شود این است که آیا «استعاره» می تواند باعث چندمعنایی در زبان فارسی شود یا نه. برای پاسخگویی به این پرسش، داده های گفتاری و نوشتاری به کار رفته در اخبار و جراید، گردآوری شد و پژوهش بر پایۀ این فرضیه شکل گرفت که استعاره را در چارچوب معنی شناسی شناختی، می توان یکی از خاستگاههای چندمعنایی دانست. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، فرضیۀ پیش گفته مورد تأیید قرار گرفت. تحقیق به روش توصیفی- قیاسی صورت پذیرفت. به طور کلی نگارندگان بر آن اند تا نشان دهند که تغییرات معنایی را می توان به شکلی نظام مند در ارتباط با قالبهای معنایی تبیین کرد.