تأملی بر نظریه انتقادی در تعلیموتربیت
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
نظریه انتقادی، از پرنفوذترین نظریه های معاصر در تعلیم و تربیت بوده که به انتقاد شدید از مدارس و اجتماع پرداختهاست. این نظریه مفروضات خود را از مکاتب پست مدرنیسم، اگزیستانسیالیسم، نئومارکسیم و فمنیسم گرفتهاست. د ر این مقاله کوشش شد هاست معنا، خاستگاه و روند تکامل این نظریه بهعنوان یکی از جنبش های تأثیرگذار د ر حوزه فلسفه تعلیم و تربیت به اجمال و با تأکید بر دیدگاه بنیانگذاران معروف مکتب فرانکفورت ازجمله هورکهایمر، ماکوزه، اپل، مک لارن و ژیرو معرفی گرد د . پژوهش حاضر با هدف واکاوی نظریه انتقادی و تأثیرات آن بر تعلیم و تربیت به انجام رسیدهاست. پرسشهای پژوهش عبارتاند از: الف) ویژگیها و مؤلفههای نظریه انتقادی کدامند؟ ب) نظریه انتقادی چه تأثیراتی بر تعلیم و تربیت داشتهاست؟ ج) چه نقدهایی بر نظریه انتقادی در تعلیم و تربیت واردشدهاست؟ در این پژوهش از روش تحلیل مفهومی استفاده شده. یافتههای حاصل از پاسخ به پرسش نخست نشان می دهد که نظریه انتقادی به طور عمده بر انتقاد از جنبه های مختلف زندگی اجتماعی شامل: ایدئولوژی، فرهنگ، تکنولوژی، نظریه های مارکسیتی و جامعهشناسی و نظریه معرفتشناختی اثباتی مبتنی می باشد. یافته های حاصل از پاسخ به پرسش دوم نشان میدهد که طرفداران نظریه انتقادی در تعلیم و تربیت به تحلیل و بررسی نظام تعلیم و تربیت درون ساختار جامعه می پردازند. آنها مدرسه و عناصر آن بخصوص برنامهدرسی و معلم را فراتر از حیطه آکادمیک، و دارای نقشهای مهم سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و تربیتی میدانند. یافتههای حاصل از پاسخ به پرسش سوم نشان میدهد که نظریه انتقادی با نقدهای از جمله: سیاسیکردن بیش از حد فضاهای آموزشی؛ دور کردن نظام آموزشی از هدف اصلی خویش یعنی پرورش عقلانی شاگردان است؛ نگاه انقلابی به ایجاد تغییرات به جای نگاه تدریجی و بیان واژهها و اصطلاحات شعاری و دور از واقعیت مواجه بودهاست. هر یک از این موارد، در متن مقاله با تفصیل بیشتری بیان شدهاند.