Article

نقش الگوهای شکلی و اجتماعی در ساماندهی فضاهای باز مجموعه های مسکونی (قیاس تجارب شهرسازی قرن بیستم و نمونه های ایرانی)

Abstract

پژوهش حاضر به شناسایی الگوهای اجتماعی و شکلی در برنامه­ریزی فضاهای باز مسکونی در نظریه­ها و پروژه­های شاخص شهرسازی قرن بیستم و قیاس آن با الگوهای بومی و معاصر کشور می­پردازد. روش تحقیق مورد استفاده در این نوشتار تفسیری– تاریخی با رویکردی استنتاجی است. از نمونه­های موردی نیز در تحلیل و ارائه مصادیق گونه­شناسی استفاده شده است. از نظر شکلی در نظریه­های اوایل قرن بیستم، 4 گونه ساماندهی فضاهای باز شامل الگوهای «ساماندهی شبکه­ای»، «خطی»، «مرکزی» و «مجموعه­ای» قابل تشخیص هستند که در طول نیمه دوم قرن، به سمت الگوهای مجموعه­ای تمایل بیشتری حاصل شده است. همچنین تلاش برای حذف سلسله مراتب اجتماعی، ایجاد برابری طبقاتی و مالکیت اشتراکی در فضاهای باز که در نیمه اول قرن مشهود بودند، جای خود را به پایداری اجتماعی، برابری اجتماعی و توجه توامان به فضاهای باز خصوصی و عمومی ­داده­است. اما جریان معاصر ساخت و ساز در کشور، بیشتر ادامه راهبردهای آزموده ابتدای قرن هستند که عمدتاً از الگوهای شبکه­ای و مرکزی استفاده می­نمایند و فاقد الگوی اجتماعی معینی در طرح خود هستند. از اینرو با توجه به شرایط جهان کنونی و با عنایت به دستاوردهای بومی و اصول اعتقادی کشور، توجه به مفاهیم اجتماعی همچون سرمایه اجتماعی و تعاملات اجتماعی در کنار الگوهای مناسب سازماندهی فضای باز (مانند مجموعه­ای) ضمن تفکیک و عرصه­بندی مشخص عرصه­های عمومی-خصوصی و سنجش اولویت های عمومی پیشنهاد شده است.

Similar items