Thesis

مطالعه ارتباط متقابل کسریهای بودجه، کسریهای بخش تجارت خارجی و نرخ ارز در اقتصاد ایران

Abstract(in Persian; no English abstract is available)

نقش مهم کسریهای بودجه (مالی) در معضلات اقتصادی کشورهای مختلف بویژه کشورهای در حال توسعه طی دو دهه اخیر مورد توجه و مداقه اقتصاددانان قرار گرفته است . وجود تاثیر و تاثر میان کسریهای بودجه و پیامدهای اقتصادی آن بر پیچیدگی مطالعات مربوطه افزوده است . ارتباط متقابل کسریهای بودجه کسریهای حساب جاری و نقش نرخ ارز علاوه بر اینکه آثار وجود و ادامه کسریهای بودجه را در بخش خارجی مشخص می کند، نحوه تدوین و اتخاذ سیاستهای کلان اقتصادی برای نیل به تعادل در دو بخش داخلی و خارجی را روشن می نماید. تحقیق حاضر با هدف شناخت روابط متقابل میان کسریهای بودجه واقعی، کسریهای حساب جاری و نرخ ارز واقعی در اقتصاد ایران طی دوره 2: 1376 - 1: 1360 انجام شده است . برای تحقق هدف فوق دیدگاهها و الگوهای نظری موجود در ادبیات اقتصادی پیرامون آثار کسریهای بودجه و نیز شواهد و الگوهای تجربی سایر کشورها بالاخص کشورهای در حال توسعه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. آنگاه نظر به ناپایا بودن متغیرهای مورد نظر و نیز دستیابی به روابط تعادلی بلندمدت و پویاییهای کوتاه مدت ، الگوی تصحیح خطای برداری بکار گرفته شده است . نتایج حکایت از وجود ارتباط تعادلی بلندمدت متقابل بین کسریهای بودجه واقعی و کسریهای حساب جاری دارد. کسریهای حساب جاری با داشتن ضریب 0/47 و عمدتا از طریق کاهش درآمدهای نفتی، کسریهای بودجه را افزایش می دهد. در مقابل، کسریهای بودجه نیز با برخورداری از ضریب بزرگتر 2/14 بطور مستقیم و از طریق بالا بردن تقاضای ماثر غیرمستقیم بواسطه افزایش قیمتها و بدتر شدن رابطه مبادله، کسریهای حساب جاری را تحت تاثیر قرار می دهد. بعلاوه، ضمن شناسایی نرخ ارز واقعی به عنوان متغیر برون زای ضعیف ، رابطه بلندمدت دیگری میان تغییرات نرخ ارز واقعی و کسریهای بودجه واقعی دولت به گونه ای معکوس و با ضریب -0/23 بدست می آید. این در حالی است که وجود ارتباط معنی دار بلندمدت بین نرخ ارز واقعی و کسریهای حساب جاری طی دوره مورد بررسی تایید نمی گردد. نتایج کوتاه مدت ، سرعت بالاتر تعدیل میان کسریهای بودجه واقعی و نرخ ارز واقعی در مقایسه با رابطه کسریهای بودجه واقعی و کسریهای حساب جاری را نشان می دهد. تغییرات کوتاه مدت متغیرهای درونزا عمدتا به وسیله شوکهای وارده بویژه دو شوک مربوط به افزایش ناگهانی واردات سالهای 70 و 71 و یکسان سازی نرخ ارز در سال 72 توضیح داده می شود. نقش درآمدهای نفتی علاوه بر بلندمدت در کوتاه مدت نیز حائز اهمیت است . بررسی توابع واکنش به ضربه حکایت از امکان بروز تغییرات بالعکس میان کسریهای بودجه دولت و کسریهای حساب جاری علیرغم همراهی آنها در بلندمدت دارد. همچنین تغییرات نرخ ارز واقعی علیرغم عدم ارتباط معنی دار بلندمدت با کسریهای حساب جاری، قادر است در کوتاه مدت بر کسریهای حساب جاری تاثیر گذاشته و از آن متاثر شود. اتخاذ سیاست تنزل پول داخلی به منظور دستیابی به هدف کاهش کسریهای بخش تجارت خارجی با توجه به نتایج بدست آمده کارآمد به نظر نمی رسد. حال در شرایطی که سیاست مزبور در راستای اهداف دیگری مانند: افزایش درآمدهای دولت و یا حذف بازار موازی ارز اجرا شود علاوه بر اینکه بکارگیری مداوم این سیاست امکان پذیر نمی باشد، موفقیت نهایی آن برای دفعات محدود نیز در گرو رعایت انضباط مالی طی دوره های بعد می باشد. اتخاذ تدابیری در جهت کاهش اتکاء دولت به درآمدهای نفتی-با توجه به نقش همزمان آن در کسریهای بودجه و کسریهای حساب جاری در افقهای زمانی کوتاه مدت ونیز بلندمدت -بایستی با جدیت هر چه تمامتر دنبال گردد.

Supervisors and advisors

محمدعلی کفایی

Similar theses

Similar items