مقایسه بین متنبی و خاقانی در شعر فخر
Abstract
فخر یکی از اغراض برجسته شعر غنایی محسوب می شود که مقصود اصلی شاعر و مضمون قصیده حاکی از فضل و کمال شاعر بوده و او از آن به عنوان وسیله ای برای بزرگیها و مفاخر خود ، قوم ، سرزمین و مذهبش استفاده می کند. جهل دوره جاهلی ، ظهور دین اسلام ، تعصب دوره اموی و دانش و تمدن عصر عباسی ، مهمترین عواملی هستند که بتدریج در عصرهای مختلف در تحول شعر فخر عرب موثر بوده است . فخر در شعر فارسی به تقلید از شاعران عرب آغاز شده است و فخر به سخن و سخنوری مقوله ای است که تا حدودی محور مفاخرات شاعران ایرانی را از مفاخرات شاعران عرب متمایز می سازد. از میان شاعران برجسته عرب که در این زمینه به هنرنمایی پرداخته است می توان متنبی شاعر سده چهارم هجری را نام برد و در شعر فارسی نیز مفاخرات خاقانی شروانی شاعر سده ششم هجری ، از شهرت فراوانی برخوردارند. در مقایسه فخریات آن دو می توان دریافت که اوضاع طبیعی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ، جلب نظر ممدوحان ، دفاع از خویشتن به هنگام جدال و معارضه ، خودبزرگ بینی و جبران شکست ها و حقارتها ، از مهمترین عوامل گرایش آندو به شعر فخر می باشد . آنچه که فخریات هر دو شاعر را از هم متمایز می سازد این است که در شعر متنبی افتخار به گذشتگان و عناصر مذهبی نمود بارزی ندارند اما مباهات به شجاعت و جنگاوری بوفور در شعرش دیده می شود و این در حالی است که در شعر خاقانی ، گذشتگان شاعر و عناصر مذهبی جایگاهی بس رفیع داشته وبرخلاف شعر متنبی ، تفاخر به آشنایی با امور و فنون جنگی در شعرش جایگاهی ندارد.فخر به سخن و سخنوری ، استقامت و پایداری در راه اهداف و آرمانها ، مباهات به ممدوحان و تفاخر به عناصر قومی و ملی همچون ، ابتکار و نوآوری در لفظ و مضمون ، اغراق در بیان اوصاف خویشتن ، هجو و نکوهش دشمنان و رقیبان و به کارگیری صور خیال و تصاویر محسوس و ملموس ، از خصوصیات مشترک هر دو شاعر در شعر فخر می باشد.