کاربرد منطق فازی در کنترل کیفیت (با بهره گیری از آماره کارخانه تولیدی چینی مقصود)
Abstract
قضاوت و اندازه گیری کیفیت بهتر و برتر امری است نسبی و در بین انسانهای مختلف متفاوت می باشد و از آنجا که هدف نهایی از تولید ، ارتقا جایگاه محصول است و در این راستا نظر و سلیقه مشتری نقش مهمی دارد باید طبقه کیفی محصول به درستی تشخیص داده شود تا بتوان نسبت به اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه در زمان مناسب تصمیم گیری نمود. با توجه به ماهیت متغیر و مبهم ویژگیهای کیفی، تنها انسان است که می تواند با استفاده از ادراکات خود از نشانه ها، جایگاه آن را تعیین نماید و از آنجا که هر چه با منطق سازگار باشد در واقعیت رخ نمی دهد ، کاربرد منطق صریح و دو مقداری برای بازشناخت الگوی غیر دقیق مانند گفتار انسان نتیجه مناسبی نمی دهد و به منظور جمع متغیرهای کیفی باید از روشی استفاده نمود که توان اجرایی در ترکیب متغیرهای وصفی داشته باشد.در این تحقیق به منظور رفع کاستی های روشهای رسم نمودارهای کنترل کیفی و بالا بردن دقت در تشخیص درجه کیفی محصول، ابتدا به نوع نگرش و شناخت انسان از پدیده و تعریف چگونگی فراگرد تصمیم گیری با توجه به نوع متغیرها پرداخته شده و به دنبال آن یک مدل فازی با توجه به مجموعه قواعد اگر-آنگاه فازی طراحی گردیده است و سپس با استفاده از داده های واقعی برگرفته از کارخانه تولیدی چینی مقصود، نمودارهای کنترل کیفی حاصل از روشهای کلاسیک و فازی مقایسه شده اند و روش مناسب تر برای مواجه با ابهام و انواع عدم قطعیت ناشی از ادراکات انسان در تاویل جایگاه محصول، تعیین گردیده است. این امر با استفاده از انواع مجموعه های فازی و توابع عضویت مربوطه و نیز تخمین شاخص معرف(میانه) در تعیین درجه کیفی محصول صورت پذیرفته است همچنین از طریق تشخیص آنتروپی هر مجموعه و هر نمودار ، ویژگی های بهترین الگو برای تشخیص جایگاه کیفی محصول تعیین شده است.