نقد و بررسی آثار هوشنگ گلشیری
Abstract
شناخت ادبیات داستانی معاصر فارسی که بخش اعظم ادبیات امروز ایران را شامل می گردد، مستلزم نقد و تحلیل موشکافانه است. در این میان هوشنگ گلشیری از نویسندگان پرکار ادبیات داستانی معاصر می باشد. گلشیری با توجه به آفرینش بیش از چهل داستان کوتاه و چند رمان و داستان بلند، جایگاه ویژهی در بین ادبیان و داستان نویسان معاصر دارد. هدف ما در این تحقیق، نقد و بررسی آثار داستانی گلشیری با استفاده از عناصر مهم داستانی و با تکیه بر نظریه های جدید ادبی بوده است تا بتوان پس از پایان مراحل تحقیق در تدوین تاریخ ادبیات معاصر و نقد داستان نویسی به منظور عرضه به منتقدان و داستان نویسان جوان و غنی کردن فرهنگ نقد و شناسایی دقیقتر مسایل نقد داستان معاصر استفاده شود. روش ما در این تحقیق، ابتدا مطالعه نقد نظری و عناصر داستان بود که پس از احاطه بر نقد نظری، به طور عملی داستانهای گلشیری مورد نقد و بررسی قرار گرفت که با تکیه بر عناصر داستان و با تاکید بر درونمایه آثار، داستانها مورد نقد و تحلیل موشکافانه قرار گرفت که حاصل تحقیق و دستاوردهای آن به ترتیب زیر به دست آمده است:- گلشیری با تاثیرپذیری از رمان نو فرانسه و به تبع آن با استفاده از جریان سیال ذهن، قصد دارد با نفوذ به لایه های زیرین ذهن شخصیت، به شناخت خود، دیگری و جامعه دست یابد. - گلشیری با تسلط نسبتا کافی به ادبیات هزار رساله ایران، به اغلب مولفه های فرهنگی خود پی برده است و با بهره گیری از امکانات زبان به آفرینش آثار ادبی محکم دست زده است. - اکثر داستانهای گلشیری به زندگی و درگیریهای فکری روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان محدود می شود و با جرات می توان او را نویسنده قشر تحصیل کرده و نویسنده به شمار آورد.- در آثار گلشیری، زندگی و مشکلات مردم کمتر نمود پیدا کرده است و صدای مردم در داستانهای او کمتر به گوش می رسد.