بررسی رویکرد والتر بنیامین به هنر عامه در مقابل دیگر آرای مکتب فرانکفورت
Abstract
چکیده ندارد.
چکیده ندارد.
Figures are taken from the article's full text; their rights belong to the authors and the publisher.
مطالعه فلسفی در باب هنرهای عامه، در دهههای اخیر موردتوجه قرارگرفته است. هنرهای عامهای چون عکاسی و سینما، تجربه هنری برای نخستین بار برای تودههای وسیع ممکن ساخت و هنر را از تعلق به طبقه اجتماعی خاص رها کرد. والتربنیامین بهعنوان عضو حاشیهای مکتب فرانکفورت به امکان گسترده و رها
این پژهش در پی بررسی و شناخت فرهنگو تعاریف متعدد فیلسوفان و متفکران برجسته به شناسایی سازو کارها و الگوهای پارادایمی فرهنگ در عصر جهانی شدن می پردازد و از طریق بررسی فرهنگهای ملی قومی ، عامه و توده ای در عصر جهانی شدن ها با بررسی نظریه انتقادی مکتب فرانکفورد به نقد کالایی شدن و ا
هنر، اگر نه تاریخی کهن تر از تاریخ فلسفه، قدمتی به اندازه تاریخ فلسفه ورزی در اندیشه بشر داشته است. پیش تر، فلسفه باستان نظریه هایی را درباره هنر و زیبایی در اختیار فیلسوفان مدرن قرار داده بود. مباحث افلاطون در مکالمات فایدروس، میهمانی و جمهوری، و نیز ارسطو در کتاب فن شعر، زیربنا
این پژوهش، با تقسیم بندی تحولات فکری نیما بر مبنای آثار منثورش (نامه ها، یادداشت های روزانه، مقالات و سخنان پراکنده اش) و تطبیق آن بر اشعارش، دوره ای را به عنوان دوران پختگی فکری و شعری او معرفی می کند (از 1316 به بعد) و ضمن تدوین نظریه ی منسجم شعری او در این دوره، بر پایه ی همین