Thesis

بررسی رویکرد روانکاوانه در نقد هنرهای نمایشی

Abstract

نقد روانکاوانه، به عنوان حاصل تلاقی روانکاوی با آثار و نظریه های هنری، بر مبنای مفاهیم و روش هایی که مهمترین نظریه پردازان روانکاوی، زیگموند فروید و ژاک لاکان، بنیاد نهاده اند، سعی در خوانشی متفاوت از آثار هنری دارد. متن هنری، لذت خود را به مخاطبان منتقل نمی کند، بلکه اجازه می دهد افراد به منابع لذت در ناخودآگاه خود دست یابند. نقد روانکاوانه متن را به قصد یافتن ساختارهایی که موجب خلق چنین لذتی می شوند تجزیه و تحلیل می کند. این رویکرد، با تأکید بر نقش تعیین کنند? ”زبان“ و ”نمایش“ بر حیات ناخودآگاهان? انسان ها، می کوشد تا با اعمال مفاهیم و روش های خود بر متون ادبی و آثار نمایشی، آن ها را با رویکردی نقادانه قرائت کند. در این بررسی، ابتدا به معرفی آن دسته از نظریات فروید و لاکان پرداخته ایم که در تجزیه و تحلیل متون ادبی و نمایشی مورد استفاده قرار می گیرند. سپس مهمترین رویکردهای نقد روانکاوانه، مانند نقد روانکاوانه کلاسیک فرویدی، نقد روانکاوانه لاکانی، نظریه ارتباط با دیگران و نقد روانکاوانه فمینیستی شرح داده شده اند. در پایان، به کمک مفاهیم نقد روانکاوانه، نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر را مورد ارزیابی قرار داده ایم. تراژدی هملت، تراژدی ”میل“ ای است که عامل پشتیبان خود را در ناخودآگاه از دست داده است و نمی تواند راه خود را بیابد. هملت تنها با مرگ خویش در نظم نمادین جای می گیرد.

Supervisors and advisors

سید مصطفی مختاباد، احمد کامیابی مسک

Similar items