Thesis

بررسی رنگ در مجسمه های نیمه ی دوم قرن بیستم

Abstract(in Persian; no English abstract is available)

هنر به ویژه مجسمه سازی، در نیمه ی دوم قرن بیستم دچار تحولات چشمگیری شده است. ظهور رنگ در مجسمه های این قرن اقدامی است مهم که خود ریشه در تحولات بنیادین مدرنیته و مدرنیسم دارد. انقلاب صنعتی و دسترسی به ابزار و مواد نوین، تحول در تفکرات فلسفی و تعاریف اولیه ی هنر که به ذهنیت گرایی و پالایش هنر از هر گونه سودمندی یا ارزش مبادله ای منجر می شود، طرح نظریه های مختلف علمی و توسعه ی فضاهای شهری و راه های ارتباطی، بخشی از این تحولات به شمار می آید. ذهنیت گرایی در قالب مجسمه های مدرن از مهم ترین دستاوردهای هنر قرن بیستم است و رنگ در توسعه ی این مهم نقشی بسیار حیاتی داشته است. مجسمه های قرن بیستم به ویژه در نیمه ی دوم که حاصل نگرش بلند پروازانه و هوشمندانه ی انسان این قرن است به مبارزه با مرزهای از پیش تعیین شده و منجمد هنر پیش از خود می پردازد. استفاده از رنگ در آثار حجمی بدعتی نو در مجسمه سازی قرن بیستم است و فراخوانی جهانی برای مخاطبان هنر معاصر. در ایران اما وجود پیشینه ی درخشانِ رنگ در هنرهای مختلف این سرزمین از جمله کاشیکاری های بی نظیر مساجد- که آنها را به احجامی منحصر به فرد در دنیا تبدیل کرده و چشم جهانیان را همواره به خود خیره ساخته است- در تلاقی با ورود مدرنیزم به هنر ایران، در شکل گیری مجسمه هایِ رنگی بی تأثیر نبود. از این رو کاربرد رنگ در مجسمه ساز ی معاصر ایران بیش از آن که در جهت تأثیر پذیری از هنر غربی صورت گیرد، در پایبندی به سنت هایش معنا می یابد.

Supervisors and advisors

زهرا رهنورد، فاطمه کاتب

Similar theses

Similar items