تحلیل چگونگی یادگیری کارکنان از تغییر سازمانی
Abstract
در قرن بیست و یکم تغییر سازمانی جزئی از ماهیت سازمان¬ها گردیده به این معنا که در محیط پیچیده و رقابتی امروز، سازمان¬ها برای بقا و پویایی خود، ناگریز از تغییر مداوم در ساختارها، وظایف و روش¬های کاری خود هستند. در این میان منابع انسانی به عنوان مهم¬ترین سرمایه هر سازمان به شدت تحت تأثیرات این تغییرات قرار دارند. تاکنون تحقیقات مفصلی در ارتباط با جنبه¬های مختلف تغییر سازمانی از جمله مقاومت در برابر تغییر سازمانی و ... انجام شده اما در مقابل مطالعات اندکی در ارتباط با تجربه کارکنان در مسیر تغییرات، نگرش¬ها و باورهای ایشان نسبت به تغییر و اداره محیط جدید پس از تغییر جهت انجام وظایف و مسئولیت¬ها صورت پذیرفته است. به بیان دیگر تاکنون محققان کمی" چگونگی یادگیری کارکنان از تغییر سازمانی" را بررسی نموده¬اند. همچنین طبق مطالعات انجام شده عمده یادگیری کارکنان در محل کار به روش¬های غیررسمی صورت می¬گیرد. در این تحقیق محقق بر آن بوده تا با توجه به مطالب ذکر شده به مطالعه "چگونگی یادگیری کارکنان از تغییر سازمانی" در محیط شرکت¬های ایرانی بپردازد. سؤالات اصلی این تحقیق به این ترتیب بوده¬اند: "ماهیت یادگیری که بین کارکنان سازمان پس از یک سازمان¬دهی مجدد و تغییر ساختار صورت می¬پذیرد چیست؟ موانع و محدودیت¬های این یادگیری از تغییر چیست؟ چه مواردی تسهیل¬کننده فرایند یادگیری از تغییر است؟" استراتژی تحقیق، کیفی با رویکرد مطالعه موردی بوده است. از مطالعات کتابخانه¬ای و اینترنتی برای بررسی پیشینه تحقیق و از مصاحبه و گزارش وقایع حساس به عنوان ابزار اصلی و از بررسی اسناد و مدارک و مشاهده غیر مستقیم به عنوان ابزار فرعی جهت جمع¬آوری داده¬ها استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق را کارکنان شرکت "کانون تفکر آینده" تشکیل¬ داده¬اند که سال گذشته در معرض یک سازمان¬دهی مجدد و تغییر ساختار و وظایف قرار گرفته¬اند و از نمونه¬گیری هدفمند برای انتخاب افراد استفاده شده است. کلیه داده¬های حاصله به روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شده¬اند و در نهایت شش موضوع اصلی به عنوان یافته¬های این تحقیق استخراج گردیده است. نتایج این مطالعه نشان می¬دهد که وظایف کارکنان در سطوح مختلف سازمانی به طرق مختلف دستخوش تغییر شده است و کلیه کارکنان به روش-های غیررسمی موفق به یادگیری وظایف و مسئولیت¬های جدید خود گردیده¬اند. همچنین پیامدهای تفکری و احساسی نسبت به تغییر در سطوح مختلف سازمان متفاوت بوده است. نقاط قوت و ضعف سازمانی که باعث تسهیل¬گری یا مانع یادگیری افراد در محیط جدید بوده¬اند شناسایی شده و مشخص گردید که برخی مشکلات موجود، بنیادی بوده و از بدو تأسیس سازمان تاکنون رفع نگردیده¬اند.