Thesis

نقد و تحلیل روانشناختی شخصیت های شاهنامه

Abstract

در میان رویکردهای نقد آثار هنری بویژه ادبیات، می توان به یکی از مهمترین آنان، یعنی نقد روانشناسانه اشاره کرد که با ظهور فروید هویت یافت. فروید با بهره گیری از ادبیات در جهت شناخت روان انسان و همچنین یافتن نمودهای دستاوردهای خود در خوانشی جدید از متون ادبی و استفاده از نام شخصیت ها و مولفین آثار هنری برای نامگذاری کشفیاتش، عملاً پیوند و تعامل بین این دو رشته، یعنی ادبیات و روانکاوی را ایجاد نمود؛ و نخستین نقدهای روانکاوانه را که نقد شخصیت مولف از خلال آثارش است، به مخاطبین آثارش تقدیم نمود. پس از او شاگردان و مریدانش، با اقتباس روش و اندیشه ی او و همچنین تکامل و تعالی آن از طرفی و نقد برخی از فصول آن، سعی در اعتلای سطح جامعیت این شاخه از علم نمودند که می توان از آدلر، یونگ، هورنای، فروم، اریکسون، جونز و لاکان به عنوان سرشاخه های تأثیرگذار و صاحب سبک نقد روانکاوانه یاد کرد، که توانستند با تحقیقات گسترده ی خود در عرصه های مختلف نقد روانکاوانه ی متن، یعنی نقد مولف از اثرش، نقد شخصیت های اثر ادبی، نقد خواننده ی اثر و در نهایت، نقد ساختاری و پسامدرن لاکانی، ابواب جدیدی در شناخت و فهم هرچه بهتر متن و آثار ادبی بازگشایند؛ و دست ناقدان پس از خود را در مراجعه به متن با این زاویه دید و این نوع نگرش باز نمودند تا در هر لحظه، معنا و برداشت جدیدی از یک متن تولّد یابد و وجود یک نشانه، منتهی به ظهور یک مفهوم و معنای تازه شود. از طرفی، شاهنامه ی فردوسی، خانه ی اندیشه های دست نخورده ی یک ملّت است که دربردارنده ی آرزوها و امیال و دغدغه های انسانی است؛ و مجموعه ای از نمادها و مفاهیم اسطوره ای را با امیال و آرزوها و احساسات و عواطف یک قوم پیوند می زند؛ و آن را در قالب شخصیت های یک روایت در بستر کنش ها و موقعیت های داستان به مخاطبین عرضه می کند. این شاخصه ها، ناقد روانکاو را بر آن می دارد که به متن حاضر، با نگاهی دیگرگونه و بدیع نظر افکند؛ و این اثر حماسی را با زاویه دید روانکاوی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. در تحقیق حاضر، سعی بر آن شده است تا به برخی از شخصیت ها و موقعیت های این اثر، با زاویه دید روانکاوی، نظر افکنده شود؛ و ظرفیت های موجود در اثر، به واسطه ی خوانش روانشناختی، بروز بیشتری یابد.

Supervisors and advisors

حسینعلی قبادی، محمد صنعتی

Similar items