Thesis

بررسی پیوندهای بخشی اقتصاد استان قزوین با رویکرد داه-ستانده

Abstract(in Persian; no English abstract is available)

امروزه ضمن تحولاتی که در نظام برنامه ریزی اقتصادی جهان صورت گرفته جوامع به طور گسترده به سوی تمرکز زدایی و برنامه ریزی منطقه ای با توجه به استعدادها و توانمندیهای خاص هر منطقه گام نهاده اند. بدین ترتیب جهت انجام برنامه ریزی های منطقه ای، تحلیل ها و مطالعات منطقه ای به روش های مختلف ضروری به نظر می رسد. از جمله روش هایی که در برنامه ریزی منطقه ای به طور گسترده به کار گرفته می شود، تکنیک داده-ستانده می باشد. اهمیت اقتصاد فضا در ایران نیز چندی است مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است که عمدتاً در چارچوب جداول داده-ستانده تک منطقه ای می باشند. اما این نوع جداول نیز دارای محدودیتهایی است که برای برونرفت از آن الگوی دو منطقه ای معرفی می گردد. در تحقیق حاضر ضرایب داده-ستانده دو منطقه ای استان قزوین و سایر اقتصاد ملی برآورد شده و با استفاده از آن پیوندهای بخشی اقتصاد استان، الگوی تجارت بین منطقه ای، توان اشتغالزایی بخش ها و اثرات سرریزی و بازخوردی بین منطقه ای بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو منطقه وابستگی تجاری زیادی به یکدیگر داشته و استان قزوین به سایر اقتصاد ملی وابسته تر است. نتایج برآورد ضرایب فزاینده دو منطقه ای در 20 بخش اصلی در سال 1380 نشان می دهد که به استثنای بخش معدن، ضرایب فزاینده کلیه بخش های اقتصادی استان قزوین کوچکتر از ضرایب فزاینده بخشهای سایر اقتصاد ملی است. همچنین رتبه بندی بخش ها بر اساس پیوند پسین و پیشین نشان می دهد که بخش های صنایع چوب،کاغذ و انتشار، فلزات اساسی و محصولات فلزی فابریکی و آب، برق و گاز بخش های کلیدی اقتصاد استان قزوین می باشند در حالیکه در سایر اقتصاد ملی بخش های کشاورزی، صنایع چوب، کاغذ و انتشار، محصولات کانی غیر فلزی، فلزات اساسی و محصولات فلزی فابریکی و آب، برق و گاز دارای پیوند پسین و پیشین بالایی هستند. از نظر توان اشتغالزایی نیز بخش های امور عمومی و دفاعی و آموزش در اقتصاد استان قزوین و بخش های کشاورزی و آموزش در سطح سایر اقتصاد ملی در رده های بالایی قرار دارند.

Supervisors and advisors

فاطمه بزازان، معصومه نونژاد

Similar theses

Similar items