آزمون اثرات تورش های رفتاری سرمایه گذاران بر کارایی بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روند و ثبات در عملکرد مالی شرکت ها 1376-1385
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
مطالعات انجام شده در سال های اخیر بر روی رفتارهای انسانی و عوامل موثر بر آن به خصوص در بازارهای مالی و سرمایه ، بسیاری از فرضیات و تئوری هایی را که اندیشمندان مالی سال ها بر اساس آنها به مطالعه و تحقیق پرداخته اند را به چالش کشیده است . یکی از چالش برانگیزترین مشاهدات در بازارهای مالی این است که بر خلاف فرضیه بازارهای کارا، بازده سهم عادی در بازه های زمانی مختلف قابل پیش بینی است. یکی از مهمترین تئوری ها و نظریه هایی که این موضوع را توضیح می دهند ، تئوری های مالی رفتاری هستند. مالیه رفتاری این پتانسیل را دارد که برای تئوری های نئوکلاسیک که امروزه بر مباحث مالی حاکم هستند، مکمل با ارزشی باشد. نظر به اینکه این تئوری های نوین عوامل روانشناختی را به عنوان دورن دادهای مهم برای تحلیل های مالی در نظر می گیرند از اینرو بسیاری از واکنش ها در بازارهای مالی را که به نظر در تضاد با تئوری های سنتی می آیند، توضیح می دهند؛ و به این ترتیب مشارکت سازنده ای در اجتناب از اشتباهات تصمیم گیری و دستیابی به استراتژی های سرمایه گذاری دارند امروزه ارزیابی و بررسی قدرت پیش بینی کنندگی تئوری های مالی رفتاری به امری ضرورتی و حیاتی تبدیل شده است . از سوی دیگر اریب ها و سو گیری های رفتاری گسترده ای که در رفتار سرمایه گذاران شکل می گیرد نیز به توضیح رفتار قیمت سهام در بازار کمک فراوانی می کند . تحقیق حاضر به بررسی اثر تورش های رفتاری برکارایی بورس اوراق بهادار تهران می پردازد، این تورش ها در واقع اشتباهاتی هستندکه افراد در حین اتخاذ تصمیمات مالی دچار آنها می شوند. روش کار در این تحقیق به این گونه است که شرکت هایی را که طی سال هایس 1376 تا 1385 دارای اطلاعات مالی بوده و همچنین در بورس اوراق بهادار فعال بوده اند را بر اساس دو معیار سود عملیاتی هر سهم و درآمد هر سهم طبقه بندی می کنیم سپس بازده این شرکت ها در دوره اول محاسبه نموده و با بازده آنها در دوره دوم مقایسه می کنیم. در پایان ملاحظه خواهد شد که روند عملکرد مالی شرکتها بر شکل گیری تورش های رفتاری در سرمایه گذاران و در نتیجه واکنش های افراطی و تفریطی آنان نسبت به اطلاعات منتشره موثر بوده و لذا از این طریق می توان روند تغییرات بازده سهام را در دوره های آینده پیش بینی کرد . در نتیجه این فرضیه شاهدی بر ناکارایی بازار و قابلیت پیش بینی کنندگی تئوری های مالی رفتاری می باشد . از سوی دیگر تحقیق حاضر شواهد کافی و محکمی را در مورد تاثیر ثبات در روند عملکرد مالی و همچنین وجود علائم سازگار و ناسازگار در عملکرد مالی شرکت ها، بر قابلیت پیش بینی کنندگی بازار ارائه نمی کند.لذا در این مورد نمی توان بر تاثیر تورش- های رفتاری بر پیش بینی کنندگی و در نتیجه کارایی بازار اذعان کرد .