ساختار معرفت از دیدگاه ابن سینا و مبناگرایی معاصر
Abstract
مبناگرایی یکی از رویکردهای مطرح در حوزه ی تبیین ساختار توجیه و معرفت است، که از لحاظ تاریخی بر سایر رویکردهای مطرح در این حوزه مقدم است و ارزش معرفت شناختی آن به عقیده ی بسیاری از معرفت شناسان بر سایر رویکردها اولویت دارد. بر مبنای این رویکرد ساختار باورهای موجه و معارف ما ساختاری دو لایه است؛ برخی از باورها مبنا و پایه برای سایر باورها هستند و سایر باورها برای توجیه خود بر این باورهای پایه مبتنی می باشند. به عقیده ی بسیاری از معرفت شناسان مسلمان، رویکرد ابن سینا به ساختار معرفت رویکردی مبناگرایانه است، آنان معتقدند که نظریه ی ابن سینا تقریری از مبناگرایی سنتی مطرح در معرفت شناسی تحلیلی است. در این پایان نامه ابتدا تقریرهای مختلف مبناگرایی مطرح در معرفت شناسی تحلیلی توضیح داده و سپس این مسأله تبیین می شود که رویکرد مورد تأیید ابن سینا به دلیل پذیرش خطاناپذیری و یقینی بودن مبادی معرفت و همچنین توجیه پیشین بدیهیات اولیه، تقریری از مبناگرایی سنتی و عقل گرایانه است، ابن سینا در تبیین ساختار معرفت به بررسی ساختار معارف تصوری و همچنین نقش "اصل عدم تناقض" در معارف ما نیز پرداخته است و از این جهت از مبناگرایی مطرح در غرب متمایز می شود. واژگان کلیدی: توجیه، معرفت، مبناگرایی، باور پایه، ابن سینا