مطالعه گرایشات اقتدارطلبانه در احزاب سیاسی ایران
Abstract
پس از ظهور پی در پی احزاب اقتدار گرا در قرن بیستم، مباحثات قابل توجهی در خصوص همبستگی های ایدئولوژیک و اقتدارگرایی صورت گرفته است. در همین راستا در این پژوهش نیز تلاش شده است تا گرایشات و تمایلات اقتدار طلبانه در احزاب سیاسی ایران با تمرکز بر نظریات تئودور آدورنو و اریک فروم مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور در پژوهش حاضر که مبتنی بر پژوهش کیفی است با استفاده از نمونه گیری هدفمند، اعضای 10حزب سیاسی مورد مطالعه قرار گرفته اند . یافته های این پژوهش نشان می دهند که در باورها و عقاید اغلب احزاب سیاسی مورد مطالعه، گرایش و تمایل به پیروی از ارزشهای مرسوم، تابعیت از اقتدار در عین تسلط، پیشداوری و تصورات قالبی ،ویرانگری و تخریب و نگرانی در مسائل جنسی دیده می شود. همچنین در بررسی تفاوت ها وشباهت های باورهای احزاب، به جرات می توان گفت که به لحاظ کمی تفاوت معناداری میان گرایشات احزاب چپ گرا(اصلاح طلب)و احزاب راست گرا(اصولگرا) به چشم نمی خورد. اما به لحاظ کیفی انگیزه های دو جریان در تمایل و گرایش به مولفه های اقتدارگرایی تفاوت های ظریف اما قابل توجهی رادر بردارد. در نهایت یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در هر دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا نوعی احساس نا امنی وجود دارد که اعضای هر کدام از این دو جریان با توجه به ایدئولوژی و جایگاه سیاسی فعلی شان در جامعه به آن پاسخ می دهند.