تاثیر ساختارهای ذهنی بر مذاکرات پرونده هسته ای ایران
Abstract
از زمان مطرح شدن موضوع هسته ای ایران در سال 2003 مذاکراتی چند پیرامون موضوع مربوطه میان ایران و اتحادیه اروپا و سپس گروه موسوم به 1+5 صورت گرفته که تاکنون بی نتیجه مانده است. اکثر پژوهش های انجام شده درباره این موضوع با رویکردی واقع گرایانه به اهمیت مسائل مادی همچون قدرت، منافع، موازنه قوا و ... تأکید کرده اند. لیکن از اهمیت مسائل غیرمادی تأثیرگذار بر موضوع غفلت شده است. از این رو در این تحقیق سعی شده با توجه به رهیافت سازه انگاری به تأثیر عوامل ذهنی بر روابط ایران و آمریکا (به طور عام) و موضوع هسته ای و مذاکرات مربوطه (به طور خاص) پرداخته شود. از آنجا که در این تحقیق ایران و آمریکا به عنوان طرفین اصلی در مناقشه هسته ای مفروض گرفته شده اند، شناخت ساختارهای ذهنی دو کشور و نگاه و برداشت آنها به موضوع هسته ای و دلایل برساخته شدن این نگاه و ذهنیت، به فهم کنش و تصمیمات آنها در مذاکرات مربوطه کمک خواهد کرد. ضمن اهمیت مسائل مادی و عینی مطرح در این موضوع، به نظر می رسد آنچه سبب پیچیده شدن مسئله و عدم دستیابی به توافق در مداکرات می شود ناشی از مسائل ذهنی و فرا مادی می باشد. نگاه متفاوت طرفین به یک موضوع واحد که ناشی از ساختارهای ذهنی و جهان بینی متفاوت آنها نسبت به موضوع می باشد، مانع رسیدن به تفاهم در مسئله مذکور شده است. بدین لحاظ شناخت ساختارهای ذهنی طرفین و چرایی و چگونگی برساخته شدن و تاثیر آن بر مسئله مذکور کمک شایانی به بررسی و تحلیل موضوع هسته ای ایران می نماید. بدین لحاظ در این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی به شناسایی ساختارهای ذهنی دو کشور در دو سطح رهبران و جامعه پرداخته و نتیجه می گیرد ساختارهای ذهنی، برداشت ها و ذهنیت های متفاوت دو کشور مانع از دستیابی به توافق در مذاکرات پرونده هسته ای ایران شده است. همچنین برای دستیابی به نظرات دو جامعه ایران و آمریکا درباره موضوع هسته ای ایران از نظرسنجی های مختلفی که توسط موسسات معتبر صورت گرفته استفاده شده است.