ساختارشناسی کتاب ویران ابوتراب خسروی
Abstract
ابوتراب خسروی با ارائه ی آثاری چون «هاویه»، «دیوان سومنات»، «اسفـار کاتبان» و «رود راوی» و «کتاب ویران» توانسته است برای خود جایگاه قابل قبولی در ادبیات داستانی ایجاد کند. در این پژوهش، مجموعه داستان «کتاب ویران»بر اساس روش ساختارگرایی بررسی شده است. ابتدا به بررسی ساختار روایت و سپس به تحلیل ژرف ساخت داستان ها پرداخته شده است. ساختار روایت در «کتاب ویران» سه نوع است: ساده، متوسط، دشوار. ژرف ساخت های این داستان ها حاوی براندازی زمان است. در براندازی زمان، گاه خود مسأله ی زمان مطرح می شود و گاه میل به جاودانگی در نقاشی و کتابت و بازی نمود می یابد. این ژرف ساخت ها گاه در فضایی گروتسکی تجلی می یابند. در داستان های این مجموعه یک مسئله یا مشکل مطرح می شود که ادامه ی داستان راه حلی است برای حل آن معضل. در این کتاب به کلمه و کتابت ارزش فراوانی داده می شود و اصولاً مکتوب نمودن واقعه را عملی آفریننده و در راستای فعل خلقت محسوب می نماید. مکتوب شدن واقعه در قرائت های مکرر، جاودانه می شود. برخی داستان ها ارتباط تنگاتنگی با ژرف ساخت-ها دارند و ژرف ساخت داستان ها را در خود منعکسمی نمایند.