Thesis

ساختارشناسی کتاب ویران ابوتراب خسروی

Abstract

ابوتراب خسروی با ارائه ی آثاری چون «هاویه»، «دیوان سومنات»، «اسفـار کاتبان» و «رود راوی» و «کتاب ویران» توانسته است برای خود جایگاه قابل قبولی در ادبیات داستانی ایجاد کند. در این پژوهش، مجموعه داستان «کتاب ویران»بر اساس روش ساختارگرایی بررسی شده است. ابتدا به بررسی ساختار روایت و سپس به تحلیل ژرف ساخت داستان ها پرداخته شده است. ساختار روایت در «کتاب ویران» سه نوع است: ساده، متوسط، دشوار. ژرف ساخت های این داستان ها حاوی براندازی زمان است. در براندازی زمان، گاه خود مسأله ی زمان مطرح می شود و گاه میل به جاودانگی در نقاشی و کتابت و بازی نمود می یابد. این ژرف ساخت ها گاه در فضایی گروتسکی تجلی می یابند. در داستان های این مجموعه یک مسئله یا مشکل مطرح می شود که ادامه ی داستان راه حلی است برای حل آن معضل. در این کتاب به کلمه و کتابت ارزش فراوانی داده می شود و اصولاً مکتوب نمودن واقعه را عملی آفریننده و در راستای فعل خلقت محسوب می نماید. مکتوب شدن واقعه در قرائت های مکرر، جاودانه می شود. برخی داستان ها ارتباط تنگاتنگی با ژرف ساخت-ها دارند و ژرف ساخت داستان ها را در خود منعکسمی نمایند.

Supervisors and advisors

تیمور مالمیر، پارسا یعقوبی

Similar items

  • وقتی نویسنده، متن می‌شود: متنی‌شدن سوژه‌در داستان «داستان ویران»، نوشته‌ی ابوتراب خسروی

    Article2015نقد ادبیفرزاد کریمی، سعید حسامپور

    توجه به ابعاد هستی شناسانه ی متون ادبیات داستانی، تحلیلی است هم برای تبیین ویژگی های ادبی متن، و هم راهی برای شناخت بهتر انسان در جامعه ای که داستان در زمینه ی ان جامعه روی میدهد. در پژوهش های هستی شناختی انچه بررسی می شود، نوع تعامل انسان، به عنوان سوژه، با متن و با دیگران است.

  • کاربست «زمان» در سه‌گانۀ ابوتراب خسروی از منظر برگسون و دلوز

    Article2026ادبیات پارسی معاصرحسین جودوی، محمد علی محمودی، محمد امیر مشهدی

    در این مقاله به بررسی چگونگی کاربست «زمان» در سه‌گانة ابوتراب خسروی شامل اسفار کاتبان، رود راوی و ملکان عذاب، از منظر فلسفة هانری برگسون و ژیل دلوز پرداخته شده است. برگسون و دلوز زمان را نه به عنوان مفهومی کمّی و خطّی، بلکه به مثابه امری کیفی و سیّال در نظر می‌گیرند که در آن گذشت

  • واکاوی چند کهن الگو در آثار ابوتراب خسروی

    Article2015ادبیات پارسی معاصرمریم شریف نسب، نیره سلیمی

    کهن الگوها (به زعم یونگ) عناصرِ ساختاریِ اسطوره سازی هستند که همواره در روانِ ناهشیار بشر وجود دارند و زمینه ای برای نشان دادنِ واکنش های مشابه به محرک های معیّن اند. حضور کهن الگو در هر متن ادبی، به نوعی سبب دسترس پذیرشدنِ پنداره های ازلی به شیوه ای هنرمندانه می شود. ابوتراب خسر

  • وجودشناسی پسامدرن در دو داستان کوتاه میخانه سبز و سفر شبانه اثر ابوتراب خسروی با تکیه بر نظریّه برایان مک‌هیل

    Article2025فصلنامه ادبیات داستانی سابقثریا الله دادی، بدریه قوامی، جمال احمدی، سید رضا ابراهیمی

    این جستار با بهره گیری از نظریه محتوای وجودشناسانه برایان مکهیل، از صاحبنظران پسامدرنیسم، به بررسی دو داستان کوتاه از مجموعه داستان «هاویه» اثر ابوتراب خسروی می پردازد. محتوای وجود شناسانه یکی از مؤلّفه هایی است که میتواند اثر را از مرز مدرنیسم گذر داده و به پسامدرنیسم برساند. پژ

  • واکاوی چند کهن‌الگو در آثار ابوتراب خسروی

    Article2015ادبیات پارسی معاصرمریم شریف‌نسب، نیره سلیمی

    کهن‌الگوها (به زعم یونگ) عناصرِ ساختاریِ اسطوره‌سازی‌هستند که همواره در روانِ ناهشیار بشر وجود دارند و زمینه‌ای برای نشان‌دادنِ واکنش‌های مشابه به محرک‌های معیّن‌اند. حضور کهن‌الگو در هر متن ادبی، به‌نوعی سبب دسترس‌پذیرشدنِ پنداره‌های ازلی به شیوه‌ای هنرمندانه می‌شود. ابوتراب خسر

  • بررسی تطبیقی مرثیه ای برای ژاله و قاتلش اثر ابوتراب خسروی و درون مایۀ خائن قهرمان اثر بورخس، از دیدگاه پست مدرنیسم

    Article2015دوفصلنامه علمی - پژوهشی پژوهش های ادبیات تطبیقیفاطمه حیدری، بیتا دارابی، مهدی عباسی زهان

    این مقاله تلاشی برای خوانش تطبیقی داستان مرثیه ای برای ژاله و قاتلش،اثر ابوتراب خسروی، نویسندۀ معاصر ایرانی و درون مایۀ خائن قهرمان، اثر خورخه لوئیس بورخس، نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی است. این تحقیق با استفاده از روش تطبیقی و براساس مؤلفه های چارچوب گریز پست مدرنیسم انجا