بررسی گروه مبتدا و گروه کانون در زبان فارسی بر اساس نحو کمینه گرا
Abstract
چکیده این پژوهش به بررسی دو فرایند نحوی زبان فارسی می پردازد که از انواع قلب نحوی به شمار می روند و تحت عناوین مبتدا سازی و کانونی سازی شناخته می شوند. چارچوب نظری این پژوهش آخرین صورت تحول یافت? نظری? حاکمیت و مرجع گزینی (اصول و پارامتر ها)، نحو کمینه گرا در دستور زایشی است. جابجایی سازه ها در زبان فارسی تحت تاثیر دو عامل کلامی مبتدا و کانون صورت می گیرد. از آنجایی که بحث مربوط به ساختار اطلاع و مبتدا/خبر، یک بحث معناشناختی و کاربردشناختی به شمار می رود، اما این پژوهش با رویکردی نحوی به فرایند های مبتدا سازی و کانونی سازی می پردازد. از اهداف این پژوهش تبیین جملاتی در زبان فارسی است که در آن دو ساز? کانونی به دامنه نقشی-کلامی جابجا شده اند؛ اما هدف اصلی در این پژوهش مشخص نمودن ترتیب دو گروه کانونی در رابطه با دو گروه مبتدا در لای? متمم ساز است. علاوه براین، پی بردن به عامل یا عوامل حرکت سازه ها و همچنین عناصری که دستخوش این جابجایی ها شده اند از اهداف دیگر این پژوهش محسوب می شود. برای نیل به این اهداف، پژوهش حاضر در پنج فصل ارائه می شود. در فصل اول طرح مسئله پژوهش، روش تحقیق، سوالات و پایگاه نظری مورد بررسی قرار می گیرد. فصل دوم به پیشین? تحقیق و مطالعاتی که تاکنون در زمینه های مرتبط با آن در زبان فارسی صورت گرفته، اختصاص یافته است. فصل سوم مربوط به ملاحظات نظری است. در این فصل اصول حاکم بر نحو کمینه گرا یعنی فرایند ادغام و فرایند حرکت و همچنین فرضیه انشقاق گروه متمم ساز ارائـه می شود. در فصل چهارم با ارائ? شواهد زبانی تلاش می شود به سوالات مطرح در فصل یک، پاسخی مناسب در چارچوب نظری نحو کمینه گرا داده شود. بدین منظور استدلال می شود، هر گاه دو سازه بر اثر فرایند مبتدا سازی به دامنه نقشی-کلامی حرکت کند، براساس مبانی نحو کمینه گرا هر یک از سازه ها باید در جایگاه مشخص گر یک فرافکن گروه مبتدا قرار گیرد؛ در نتیجه فرضیه هایی که این سازه ها را در جایگاهی غیر از مشخص گر فرافکن گروه مبتدا قرار می دهند، از بنیاد قوی برای تبیین این فرایند برخوردار نیستند. علاوه بر این با ارائ? شواهد زبانی مشخص می شود، همانگونه که امکان دو سازه کانونی در یک جمل? واحد وجود دارد، امکان جابجایی این دو سازه به دامنه نقشی-کلامی امکان پذیر است. در نتیجه پیشنهاد می شود برای سازگازی هر چه بیشتر فرضی? انشقاق گروه متمم ساز هگمن و گوئرون (1999) با ساخت جملات زبان فارسی، یک گروه کانونی بعد از گروه متمم ساز و قبل از اولین گروه مبتدا به فرضی? یاد شده اضافه شود تا در صورت حرکت دو ساز? کانونی به دامنه نقشی-کلامی، امکـان تبیین چنین جملاتی امکان پذیر شـود. همچنین استدلال می شود علی رغم این که مبتدا سازی و کانونی سازی فرایند های اختیاری اند، اما عملکرد این دو فرایند تا حدی با هم متفاوت می باشد؛ با این حال عامل انگیزش حرکت سازه ها در این دو فرایند در چارچوب فرضی? مشخصه ها، مشخصه های تعبیرپذیر مبتدا و کانون است. در رابطه با نوع سازه هایی که بر اثر این دو فرایند جابجا می-شوند مشخص می شود که برخی از سازه ها هم بر اثر مبتدا سازی و هم بر اثر کانون سازی جابجا می شوند در صورتی که برخی از سازه ها مانند فعل تنها بر اثر کانونی سازی دستخوش حرکت می شوند. در نهایت در فصل پنجم نتایج به دست آمده از پژوهش ارائه می شود. کلید واژها: نحو کمینه گرا، گروه کانون، گروه مبتدا، انشقاق گروه متمم ساز، مشخص? تعبیرپذیر، مشخص? تعبیرناپذیر
