تبیین علمی حکمروایی مطلوب و کارایی ارتباطی شهر مطالعه موردی نظام شهری استان آذربایجان شرقی
Abstract
گفتمان پیشرفت در عصر روشنگری، محتوای کنشهای اجتماعی را بیشتر بر بنیان خِرد ابزاری روشنگری و فاعلیت مندی سود مدارِ اقتصادی قرار داده است. شهر مدرن به عنوان بستر "گسیختن بنیادینِ" مدرنیته و اقتصاد بازار رشد کرده است و از این رهگذر سازمان فضایی شهر شکل مالکیت خصوصی به خود گرفته است. این واقعیت بنیادین در تمامی صور شهرنشینی ایران و از جمله نظام شهری استان آذربایجان شرقی هویداست. این رساله به دنبال نظریه پردازی درباره مفهوم کارایی ارتباطی شهر و پارادیم شهرنشینی ارتباطی بر بنیان دو مفهوم( متغیر) عملیاتی سرمایه اجتماعی و حکمروایی مطلوب شهری است. رو ش بازنمایی چارچوب نظری و معرفت شناختی رساله دیالکتیکی است. به این صورت که ابتدا تز شهرنشینی سرمایه داریِ سازمان نیافته و اقتصاد نئوکلاسیک و سپسی آنتی تز آن مطرح شده و در فصل سوم از رهگذر تقابل این دو، سنتز رساله بر بنیان نظریه خرد ارتباطی و گفتمان ایده آل کلامی هابرماس به دست آمده است. این سنتز حاکی از رهیافتی ساختار شکنانه به برنامه ریزی و مدیریت شهری و ایجاد فضای عمومی موثر و ارتباطی برای تمامی کنشگران بازی برنامه ریزی شهری است. روش شناسی رساله کثرت گرایی روش شناختی است و از رهگذر فصل مشترک الگوهای روش شناختی سه پارادیم کلی علوم انسانی( اثبات گرایی، هرمنوتیک و انتقادی) پیش می رود. نتایج انکشاف نظری و تحقیق تجربی انضمامی حاکی از آن است که فرم ویژه کارایی ارتباطی شهر( شهرنشینی ارتباطی) تابعی از فرایندهای حکمروایی مطلوب و سرمایه اجتماعی است و همچنین آزمون t-value حاکی از آن است که بین انواع سرمایه اجتماعی و اندازه شهر در نظام شهری استان آذربایجان شرقی و همچنین بین برقراری حکمروایی مطلوب و سرمایه اجتماعی شهروندان رابطه برقرار است