Thesis

نوزائی دستاوردهای مدرن در هنر معاصر

Abstract(in Persian; no English abstract is available)

قرن حاضر به گفته اندیشمندان قرنی است پیشرو در زمینه تکنولوژی ‏های نوین بشری و دستاوردهای بزرگ علمی و صنعتی و بدیهی است که در این رهگذر هنر نیز دستخوش تغییرات،‏ تحولات، وپیشرفتهای بسیاری شده است ومعیارهای مختلف و دیدگاه‏های بسیاری برای ارزش گذاشتن یک اثر هنری مطرح گردیده است. بطوری که مسئله زیبا‏‏شناسی در هنر دچار بحران شده است. بسیاری از کارشناسان و منتقدان غرب به «بحران هنر» یا «مرگ هنر» و «پایان تاریخ هنر» اشاره می‏کنند. مسئله اساسی در جامعه هنری حاضر این است که چرا هنرمندان جوان ما از این امر مهم غافل هستند و سیستم آموزشی ما نیز به راحتی از آن عبور می‏کند و تنها به خلاقیت و آزادی عمل در اثر نقاشان توجه می‏شود. حال آنکه خلاقیت و نوآوری زمانی ارزش پیدا می‏کند که هنرمند با سبکها و روش و تفکر هنرمندان بزرگ دقیقا آشنا باشد و نقاشان ما باید دریابند که چرا ماتس وسزان وامثال آنها تا به امروز مطرح هستند و نقاشی آنها رنگ کهنگی به خود نگرفته است. لذا با درک لزوم شناخت هنر مدرن و نقاشان اثرگذار و پیشروی آن تا عصر حاضر به توضیحی اجمالی در این خصوص می پردازیم. قرن نوزدهم را می توان شروع و آغاز دوره مدرن به‏حساب آورد، تحولات متفاوت این دوره منجر شد که دوران مدرن حرکت خود را به‏تدریج آغاز کند. این تحولات هم وضعیت مادی هنرمندان را دگرگون ساخت و هم بر ارزش‏ها و آرمان‏های معنوی آنها تاثیر گذاشت. تاریخ هنر هیچ دوره دیگری را به‏یاد ندارد که هنرمندان تا این حد به جنبه‏های گوناگون کار خود آگاه باشند، و از کار خود چنین دقیق و کامل، در مقام یک ناقد هنرمند بحث کنند. بنابراین زیبایی‏شناسی جدید فقط به اینکه چه چیزی در «هنر» زیباست نمی پردازد، بلکه می کوشد سرچشمه های حساسیت آدمی به صور هنری و ارتباط هنر با سایر عرصه‏های فرهنگ را کشف کند. کانت اولین فیلسوفی است که هنر و زیبایی را از قلمرو اخلاق و علم جدا کرد. او بیان داشت که هر انسانی دارای استقلال و خرد است و در راستای همین خردورزی و استقلال به پذیرش و یا رد هنجارها و قوانین می‎پردازد. نیچه درکتاب زایش تراژدی مرکز بحث را توجه به هنرمند میداند و تلاش می کند این نکته را روشن کند که هنرمند آزاد است او هنرمند را بیانگر راستین زندگی معرفی می کند، انسانی که در عین ژرف اندیشی دارد صریح است. در حقیقت مبحث زیباشناسی حاکم بر هنر مدرن تفاوتی اساسی با مفاهیم قرون گذشته یافت. در هنر مدرن به نظر می‎رسد هنرمند دیگر به‏دنبال آن زیبایی آرمانی و ایده‏آل اسطوره ای که در هنرها تعقیب می‏شده است، نیست و سعی بر آن دارد تا آن را به فراموشی بسپارد. از رنسانس به این سو همواره نکته ای مرکزی در فلسفه هنر نسبت میان واقعیت دوم یا جهان اثر هنری با واقعیت دنیای بیرون بود. بسیاری از متفکران و فیلسوفان با این حکم همراه بودند که هنر بازآفرینی واقعیت است. نخستین جنبه‏های تازه، که از دیدگاه فلسفی مهم‏ترین هم هست، برداشتی جدید از واقعیت، برداشتی که یکسر با ادراک زیباشناسی کهن تفاوت دارد و درست به دلیل همین برداشت تازه از واقعیت است که هنر مدرن«بیانگر» نیست، با توجه به دستاوردهای جدید در علم و مکانیسم و فلسفه و پیشرفت اطلاعات ـ و ارتباطات واضح است که نقاشی هم‏تراز با سایر علوم با نوآوری‏ها و دگرگونی‏های بسیار عظیمی مواجه شده است. برخی از این نوآوریها عبارتند فضا و زمان، تغییر در نحوه نگریستن، فروپاشی مرزها، هنرمند آزاد. می‏توان گفت که نقاشی عصر جدید با داوید آغاز می‏شود. به وی لقب پدر هنر آکادمی داده اند. در واقع دو جریان از مکتب داوید سرچشمه گرفتند: یکی هنر رمانتیک که اصول کلاسیک را نفی کرد و دیگری هنر آکادمیک که سنت کلاسیکی را به مرحله جمود رسانید. از دیگر نقاشان اثر گذار می توان به فرانسیسکو گویا، ژان اگوست دومینیک انگر،ترنر، کانستابل، گوستاو کوربه و... بررسی اصولی‏تر خواص فضای سه بعدی، امکانات و خصوصیات بیانی خط، الگو و رنگ، و ماهیت نمادین یا تمثیلی موضوع را چهار نقاش عهده‏دار شدند: سور، سزان، وان گوگ و گوگن. که از این چند نفر به عنوان پیش گامان نقاشی نوین نامبرده میشود. اگر امپرسیونسیم را آغاز حقیقی جنبش نقاشی نوین بدانیم در می یابیم که پژوهش های دوران بحران دو مسیر را می پیمایند: راه اول، به سوی" استقلال تصویری" است. سزان و سورا عناصر ساختاری را تابع تحلیل عقلانی کردند، و از این طریق تصویر را هم‎چون سازمانی از شکل‏های رنگین موزون دانستند. راه دوم، پاسخی از درون هنرمند به طبیعت است که می‎تواند از طریق خصلت بیانی و وسایل تصویری تحقق یابد. گوگن و وان گوگ با مطالعه پیگیرانه درباره عناصر تجسمی، ظرفیتشان را برای بیان دنیای باطنی کشف کردند. کار ایشان تبدیل خط و رنگ به عناصری بیانگر بود. هنرمندان نامبرده، هر یک به طریق خود، به کشفیات جدید در خصوصیات بیانی خط و رنگ ونقش ، و ماهیت نمادین موضوع دست یافتند. اینان، نه فقط نمایندگان برجسته نقاشی آخر قرن، بلکه بدعتگذاران «دید نو» در هنر بودند. در هنر قرن بیستم مکاتب هنری مدرن به چهار قسمت جداگانه تقسیم می شوند: 1)ورود به قرن بیستم 2) هنر در دوران جنگ های جهانی 3) هنر پس از جنگ 4)پست مدرنیسم. شناسایی هنرمندان و دیدن آثار آنها یکی از مهمترین عوامل موثر در زمینه یادگیری و تجربه است. با شناخت هنرمند چه در گذشته و چه در عصر حاضر می‏توان دنیای درون خود را با تازه‏ها و نگرشهای جدید پیرامون واقیتهای زندگی آشنا کرد. برای آگاهی و شناخت آثار هنرمند لازم است تا اطلاعات کافی از او داشته باشیم که این اطلاعات می‏تواند شامل آشنایی با زندگی هنرمند ،آگاهی از معیارها و ارزشهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، عقیدتی وی و علایق او باشد. هر چه ما از دنیای دورن یک هنرمند آگاهی و شناخت بیشتری داشته باشیم به راحتی و دقت بیشتری می‏توانیم کارهای او را مورد بررسی قرار دهیم و هدف او را از بوجود آوردن آثارش درک نمائیم. درخاتمه به معرفی چند هنرمند معاصر که عبارتند از: آر. بی . کیتای، دیوید هاکنی، فرناندو بوترو، هانیبال الخاص، میر یعقوب عمامه پیچ، نیکزاد نجومی پرداخته شده است باشد که با آشنایی با راه وروش آنها درهای بسته بسیاری برای هنرمندان جدید عزیز کشورمان گشوده شود .

Supervisors and advisors

رامین مهدی نژاد

Similar theses

  • مقایسه خاستگاه هنر مدرن و هنر معاصر ایران

    Thesis2011وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر - دانشکده هنرهای تجسمیمنا نراقی

    «مدرنیته» یا تجدد برای وصف انسان و یا جوامع و تمدن ها و دوره های تاریخی به کار می رود. این مفهوم عبارت است از حرکت در مسیر متحول ساختن فکر، فن، شیوه زندگی و خلاصه هرآنچه به زندگی مرتبط است و مفهومی اساساً غربی دارد. مدرنیسم در هنرهای بصری، از یک رشته تحولات اجتماعی، فرهنگی و هنری

  • هنر معاصر ایران در رویکرد به بازار جهانی هنر

    Thesis2011وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه الزهراء - دانشکده هنرنرجس کریمی

    اثر هنری موجودیّتی کاملاً قائم به ذات نیست، بلکه عواملی خارج از مقوله هنر، مانند: شرایط زندگی نامه ای، شرایط اقتصادی، وضعیت اجتماعی جامعه، فرهنگ و هویتِ هنرمند؛ حامیان و جهانِ پیرامون هنرمند نیز در خلق اثر تأثیرات مهمی دارند. توجه این تحقیق متمرکز بر تأثیرپذیری هنرهای تجسمی معاصر

  • تحلیل مفاهیم و عملکرد هنر صدا به عنوان جنبشی در هنر معاصر

    Thesis2012وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شاهد - دانشکده هنرمسعود موسی پور

    در این پایان نامه تلاش بر این بود تا با تحلیل مفاهیم و عملکرد هنر صدا، این هنر به عنوان یک جنبش هنری در هنر معاصر منش نمایی شود. ازاین رو، ضمن بررسی شرایطِ پیدایش و رواج هنر صدا، این هنر به عنوان یک رسانه هنری جدید در هنر معاصر مورد تحلیل قرار گرفت. با استفاده از روش توصیفی- تحلی

  • پژوهشی پیرامون هویت و اهمیت بیان شخصی در هنر معاصر

    Thesis2012وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردیافشین کوشا

    پژوهشی پیرامون هویت و اهمیت بیان شخصی در هنر معاصر عنوان پایان نامه ای است که در آن محقق به موضوع هویت از منظر اجتماعی و شخصی پرداخته است. و همچنین سوالاتی درباره چیستی هویت در هنر معاصر مطرح گردیده که همواره دغدغه هنرمند معاصر از جمله خود نگارنده بوده است. اینکه وجود هویت، البته

  • بررسی هنر (چاپ اچینگ) در هنر معاصر طراحی و اجرا چاپ اچینگ (مستقیم، غیر مستقیم)چاپ باسمه با موضوع آزاد

    Thesis2011دانشگاه آزاد اسلامی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی - دانشکده هنر و معماریسید کامران رضوی دهقان

    هنر معاصر در فعالیت های متنوع در صدد بیان اندیشه و ارزش هایی بیانی از شرایط اجتماعی و فرهنگی بوده است. هنرمند اندیشه ورز به توصیف و روایت واکنش های ذهنی پرداخته است تا بدین وسیله دقدغه های زمانه را به تصویر بکشد. هرچند هنر معاصر در شناخت و فرآیند تولید آثار هنری تنوع طلب و از زبا

  • گرایش های زیبایی شناسی در هنر معاصر ایران( در سه دهه پس از انقلاب اسلامی )

    Thesis2011وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر - دانشکده هنرهای کاربردیحمیدرضا کرمی

    چکیده در این پژوهش، گرایش های زیبایی شناختیِ هنر معاصر ایران طی سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می گیرند. این رساله در دو بخش تنظیم شده است، و هر بخش مشتمل بر سه فصل است. در بخش اول، که اختصاص به هنر معاصر ایران دارد، در هر فصل بنیان های زیبایی شناختی و گرایش ها

Similar items