Thesis

تحلیل جامعه شناختی"گفتمان برخورد تمدنها" و بررسی میزان تطبیق آن با واقعیات کنونی جهان(رخدادهای دهه نخست قرن 21 میلادی)

Abstract

این پژوهش، تحلیل گفتمانی نظریه ی برخورد تمدن هاست ، که نظریه ی مهمی در گفتمان حاضر در روابط بین الملل محسوب می شود. طبق نظریه ی هانتینگتون، جهان را می توان به تمدن های متمایز تقسیم کرد و ارزش های تمدنی تعیین کننده ی نوع برخورد کشورها با یکدیگر است. با انتخاب تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان رویکرد نظری و روش شناختی، متن نظریه ی هانتینگتون با توجه به مفهوم سازی عبارات کلیدی همچون برخورد تمدنی به عنوان دال مرکزی و دال های شناوری مانند بنیادگرایی، مهاجران، کشورهای از درون گسیخته و غیره... به عنوان دال های شناورتجزیه و تحلیل شد. در حالی که هدف از این پژوهش، شناسایی الگوهای گفتمانی خاص، نقد و تبیین وجودشان در متن نظریه است، در خصوص درک ماهیت، شکل و عملکرد گفتمان برخورد تمدن ها نیز بحث می کند. در این نظریه، ایدئولوژی جوهرگرایی و جبرگرایی فرهنگی به سه شکل قرار دارد: اول، مجموعه ای از ارزش های بنیادی وجود دارند که به طور تغییرناپذیری با گذشت زمان نیز حائز اهمیّت باقی می مانند. دوم، بسیاری از افراد با پیشینه ی نژادی مشترک حتی در صورت مهاجرت، به این ارزش ها متوسل شده و در مواقع بحران کشورهای خویشاوند و مهاجران با هم متحد می شوند. سوم، ارزش های فرهنگی تعیین کننده ی طریقه ی تعامل ملت ها هستند، بنابراین برخوردها اجتناب ناپذیر می شوند. پس، همه ی این فرضیات اشتباه هستند. ارزش های فرهنگی ثابت نمی مانند. ارزش های کنونی، انقلابی در مقابل ارزش های پیشین هستند. انسان ها به دلیل کوته بینی فکر می کنند همه ی ارزش ها، دنباله ی ارزش های پیشین هستند. یافته ها نشان می دهد آنچه اهمیّت دارد، رهبران و سیاست هایشان است نه باورهای فرهنگی نهان. اگر ارزش های فرهنگی تعیین کننده ی کنش های رهبران سیاسی تلقی شود، اهمّیت رهبری و قدرت نظارتی ملت ها نادیده و کم اهمیّت انگاشته می شود. واژگان کلیدی: برخورد تمدن ها، تحلیل گفتمان، جوهرگرایی فرهنگی، جبرگرایی فرهنگی،ارزش های فرهنگی

Supervisors and advisors

اصغر میرفردی، علیرضا سمیعی