Thesis

السیاق و دوره فی عملیه فهم النص دراسه نظریه تطبیقیه فی آی الذکر الحکیم

Abstract(in Persian; no English abstract is available)

معنای هسته ای واژه «سیاق» تتابع و توالی است. بر این اساس تتابع سطوح زبانی و توالی هدفمند کلام، سیاق لغوی نامیده می شود و شامل سطوح واژگانی، صرفی، نحوی، و همچنین بافت متنی می باشد. مسائل برون زبانی یعنی مولفه های بافت موقعیت و بافت فرهنگی که همچون زنجیره ای، کلام را در بر گرفته اند سیاق غیرزبانی گفته می شوند. این اندیشه در مطالعات جدید در نظریه بافت تبلور می یابد، اما تنها به آن محدود نمی شود و بن مایه کارکردگرایی، تحلیل گفتمان و زبان شناسی متن نیز قرار می گیرد. علمای قدیم به هر دو نوع بافت توجه داشته اند، اما شواهد حاکی از این است که اصطلاح سیاق در میراث قدیم جز در اشاراتی گذرا، همواره بر بافت زبانی اطلاق شده است. از سوی دیگر اصطلاحاتی همچون «الحال»، «الحال المشاهده»، و «سیاق القصه» بر بافت برون زبانی دلالت دارند. توجه قدما به سطوح زبانی امری بدیهی و غیر قابل انکار است، و در خصوص بافت متنی گاه معیار از جمله تجاوز می کند و به متن می رسد و بر همین اساس قرآن کریم یک متن دانسته می شود و آیات آن با توجه به کلیت قرآن فهم می شوند. اما از آنجا که نگاه ایشان به زبان، میان نگرش اجتماعی یعنی توجه به مولفه های برون زبانی، و نگرش زبانی محض در نوسان است، دیدگاه ها در خصوص بافت برون زبانی ثابت و یکدست نیست. از این رو برای طرح ریزی الگویی جامع در خصوص مقوله بافت می بایست به میراث زبان شناسی قدیم به عنوان یک کلیت واحد نگریسته شود. از سوی دیگر همان گونه که بایست پیشدستی قدما در این مسائل را ارج نهاد، از اغراق گویی نیز باید پرهیز کرد. علمای قدیم و جدید از توجه به بافت هدف واحدی را دنبال نکرده اند. قدما در پی اهدافی همچون ارزیابی سطح بلاغت کلام، تحلیل معنای متن، و بازآفرینی بافت برون زبانی مفقود از خلال بافت زبانی موجود بوده اند و از آن به منظور دریافت معنا استفاده نموده اند. حال آنکه در نظریات جدید اصولا هدف از توجه به بافت، فهم معنا می باشد. برای تطبیق این نظریه بایست آن را به مولفه های تشکیل دهنده آن تفکیک کرد تا سهم تمامی آن ها به هنگام فهم معنا لحاظ گردد. اما این بدین معنا نیست که یک مولفه مستقل از دیگری عمل می کند بلکه در جمع بندی بایست همه را در کنار هم دید. بررسی آراء مفسران و ترجمه های قرآن گویای این است که توجه و یا عدم توجه به بافت تاثیر مستقیمی در فهم معنا دارد. البته علی رغم کارایی بالای نظریه بافت، گاه در عرصه کاربست موانعی وجود دارد که عملا نظریه را ناکارآمد می سازد. برخی از این موانع عبارتند از: پیچیدگی های خود زبان، ضعف کاربران زبان، عدم امکان گردآوری اطلاعات تمامی عناصر نظریه، و ضعف به-کارگیرنده نظریه به خاطر نداشتن شایستگی های لازم.

Supervisors and advisors

حمیدرضا میرحاجی

Similar theses

Similar items