طراحی نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد سیستم پشتیبان تصمیم هوشمند
Abstract
بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در چندین دهه گذشته موضوعی بحث برانگیز در رشته مدیریت بوده است. در دهه نود میلادی موج جدیدی از اشتیاق به بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در بین دولتها شکل گرفت. در سالهای اخیر تمایل بیشتری به استفاده های سازمانی از بودجه ریزی بر مبنای عملکرد به وجود آمده که باعث شده است محققان به جزییات دقیق تر این روش بودجه ریزی توجه کنند. بودجه ریزی بر مبنای عملکرد به مجموع فرآیندهایی اطلاق می شود که قصد دارند بین بودجه تخصیص داده شده به برنامه ها و نتایج یا خروجی ها ارتباط برقرار کنند. در این تحقیق مرور مبانی نظری نشان داد با توجه به تعداد زیاد پارامترهای تاثیر گذار در روش بودجه ریزی بر مبنای عملکرد و پیچیدگی های حاکم بر فضای بودجه ریزی، کیفی و ذهنی نمی توانند منجر به یک تصمیم گیری بهینه برای بودجه شوند. این در حالی است که مطالعه مدلسازی های ریاضی از بودجه نیز نشان می دهد این روشها به دلیل عدم انعطاف رضایت مدیران را جلب نکرده و مورد استفاده عملی واقع نشده اند. تصمیم گیری برای تخصیص بودجه یک تصمیم گیری نیمه ساخت یافته است که عوامل تجربی و کیفی مختلفی در کنار عوامل کمی بر آن تاثیر گذار هستند. مدلهای بسیار کمی از بودجه ریزی بر مبنای عملکرد توانسته اند تاثیر مجموع این عوامل را بر تصمیم گیری نشان دهند. مسیله اصلی که این تحقیق با آن روبرو است ارایه نظامی جامعی برای بودجه ریزی بر مبنای عملکرد است که بتواند خلاء توصیف شده را پر کرده و با در نظر گرفتن عوامل کمی و کیفی دخیل در بودجه ریزی بر مبنای عملکرد تدوین بودجه در سازمان را به صورت هوشمند انجام دهد تا از پیچیدگی و زمان بر بودن این روش بکاهد. راهکار پیشنهادی در این تحقیق استفاده از یک سیستم پشتیبان تصمیم هوشمند برای بودجه ریزی بر مبنای عملکرد است. زیر سیستمهای سیستم پیشنهادی عبارتند از پایگاه مدل برنامه ریزی خطی استوار، پایگاه دانش فازی، زیر سیستم داده کاوی با استفاده از شبکه های عصبی، موتور استنتاج و واسط کاربری. هر کدام از زیر سیستمها و کل سیستم پیشنهادی مورد اعتبار سنجی و ارزشیابی قرار گرفته است. برای اعتبار سنجی از داده های بانک تجارت ایران استفاده شده است. روش اعتبار سنجی مقایسه نتایج سیستم با نتایج واقعی عملکردی دوره های گذشته و نظرسنجی از خبرگان بوده است. نتایج این تحقیق نشان داد که سیستم پیشنهادی می تواند شاخص انحراف بودجه در سازمان مورد مطالعه را کاهش دهد. همچنین این سیستم هوشمند دارای عملکرد بهتری نسبت به سیستم پشتیبان تصمیم غیر هوشمند است. همچنین نتایج فرعی تحقیق نشان داد که استفاده از روشهای برنامه ریزی خطی استوار در پایگاه مدل منجر به بهبود عملکرد سیستم می شود.