مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر روش چندحسی فرنالد و یکپارچگی حسی بر بهبود مشکلات دیکته نویسی دانش آموزان نارسانویس پایه سوم ابتدایی
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
این پژوهش با هدف بررسی میزان اختلال دیکته دانش آموزان دارای اختلال دیکته نارسانویس مقطع سوم ابتدایی شهر تهران که آموزش مبتنی بر روش چند حسی فرنالد را گذرانده اند و دانش آموزان دارای شرایط مشابه که دوره یکپارچگی حسی را گذرانده اند و دانش آموزان فوق الذکر که این دوره ها را نگذرانده اند انجام شد که دارای یک سئوال اصلی و 8 فرضیه فرعی می باشد که برای تشخیص اختلال دیکته نویسی این دانش آموزان نیز از آزمون تشخیص اختلال دیکته که توسط دکتر تبریزی در سال 1384 ساخته شده است که دارای خرده تست هایی جهت سنجش اختلال دیکته می باشد که شامل حافظه دیداری، حساسیت شنیداری، دقت و وارونه نویسی، حافظه توالی دیداری، تمیز دیداری و دقت و آموزشی می باشد و بر روی 30 نفراز دانش آموزان که به صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی اول که روش چندحسی فرنالد و گروه آزمایشی دوم که دوره یکپارچگی حسی و برای گروه کنترل نیز اجرا شد. روش پژوهش حاضر روش آزمایشی با گروه کنترل - سه گروه آزمایشی اول (روش چندحسی فرنالد) وگروه آزمایشی دوم (روش یکپارچگی حسی) و گروه کنترل بود. جهت تحلیل این دو روش از آزمون واریانس یک طرفه و آزمونهای تعقیبی استفاده گردید و نتایج به دست آمده به شرح زیر است: - بین میزان اختلال دیکته نویسی دانش آموزان در گروه آزمایشی اول که روش چندحسی فرنالد اجرا شد و در گروه آزمایشی دوم که روش یکپارچگی حسی اجرا شد در 8 مورد فرضیه با 5% خطا و 95%اطمینان تأیید شد.