ارزیابی و ارائه نقشه راه مبتنی بر الگوبرداری برای واحدهای صنعتی با استفاده از ترکیب روش های dea و bsc (مطالعه موردی: شرکت های سیمان)
Abstract
کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوشش داده ها از مهم ترین روش های ارزیابی عملکرد می باشند که به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته اند. دیدگاه جامعی که کارت امتیازی متوازن از سازمان ارائه می دهد و امکان محاسبه ی کارایی نسبی واحدهای مشابه که در تحلیل پوششی داده ها وجود دارد، باعث می شوند تا ترکیب این دو روش ارزیابی ما از سازمان را موثرتر و کاراتر کند. در این تحقیق، دو مدل از ترکیب این دو روش ارائه شده است. در اولین مدل، تابع هدف از دو قسمت تشکیل شده است؛ قسمت اول کارایی بخش مشتری را محاسبه می کند. ورودی های این بخش شاخص های منظر رشد و یادگیری و فرآیندهای داخلی و خروجی آن شاخص های منظر مشتری هستند و قسمت دوم کارایی بخش مالی را محاسبه می کند. ورودی این بخش شاخص های منظر مشتری و خروجی آن شاخص های بخش مالی هستند. سپس دو محدودیت توازن ساز به مدل اضافه شد تا تأثیر شاخص های دو منظر رشد و یادگیری و فرآیندهای داخلی بر روی بخش مشتری متوازن باشد. در مدل دوم، هر یک از منظرهای کارت امتیازی متوازن به صورت سری با هم در ارتباط هستند و کارایی بخش های مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری در تابع هدف محاسبه می شوند و برای این که تأثیر بخش مالی و مشتری بر روی امتیاز کارایی کل بیش تر باشد، وزن هایی برای مولفه های تابع هدف تعریف شدند. سرانجام با استفاده از دو مدل ارائه شده، تعدادی از شرکت های سیمان، مورد ارزیابی قرار گرفتند. این ارزیابی در مدل اول به تفکیک دو بخش مالی و مشتری و در مدل دوم به تفکیک چهار بخش مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری صورت گرفت. در انتها با توجه به امتیاز کارایی به دست آمده برای شرکت های سیمان، آن ها خوشه بندی شدند تا نقشه راهی مبتنی بر الگوبرداری ارائه شود. با نقشه راه ارائه شده، واحدها می توانند کارایی خویش را در آینده افزایش دهند.