ارائه ی مدلی جهت بررسی تأثیر مدیریت استعداد بر رضایت شغلی کارکنان( مطالعه موردی: دانشگاه یزد )
Abstract(in Persian; no English abstract is available)
راهبرد مدیریت استعداد ازجمله پارادایم های جدید در حوزه ی مدیریت منابع انسانی است، که بر شناسایی، استخدام، پرورش، ارتقا و نگهداری افراد بااستعداد در سازمان تمرکز داشته و به طور نظام یافته، شکاف بین سرمایه ی انسانی موجود در سازمان و استعدادهای رهبری که سازمان برای پاسخگویی به چالش های آینده به آن نیاز دارد را از بین می برد. هدف از این پژوهش، ارائه ی مدلی جهت بررسی تأثیر مدیریت استعداد بر رضایت شغلی کارکنان دانشگاه یزد می باشد. مدیریت استعداد مشتمل بر چهار مولفه ی جذب، ارزیابی، توسعه و حفظ استعدادها است که تأثیر هرکدام از مولفه ها به صورت مجزا بر متغیر رضایت شغلی کارکنان بررسی شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه ی پژوهش، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی می باشد. جامعه ی آماری مورد مطالعه در این پژوهش تمامی کارمندان غیر هیئت علمی دانشگاه یزد در سال 1393 است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، تعداد 155 نفر از آنان به عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب شد. برای جمع آوری نظرات پاسخ دهندگان از پرسشنامه ی محقق ساخته ی مدیریت استعداد و پرسشنامه ی استاندارد مینه سوتا که روایی آن ها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و روایی صوری مورد تأیید قرار گرفت و آلفای کرونباخ آن برای متغیر مدیریت استعداد، 867/0 و برای سوال های رضایت شغلی کارکنان، 813/0 به دست آمد. در این پژوهش با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مدیریت استعداد، تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی کارکنان دانشگاه یزد داشته و مولفه های "جذب استعدادها" و "حفظ استعدادها" از بین مولفه های مدیریت استعداد بیشترین تأثیر را بر رضایت شغلی کارکنان داشته اند، اما تأثیر معناداری بین مولفه های "ارزیابی استعدادها" و "توسعه ی استعدادها" با رضایت شغلی کارکنان مشاهده نشده است