ارزیابی امکان تحریک توسعه محله ای بر اساس رویکرد توسعه میان افزا، موردپژوهی: محله شش بادگیری یزد
Abstract
امکانات و ظرفیت های موجود در محلات شهری در طی سالیان متمادی به وجود آمده اند؛ در محلات قدیمی شهرها به دلایل مختلفی از حداکثر توان این ظرفیت ها و امکانات استفاده به عمل نمی آید. ظرفیت های توسعه محله ای عموما در محلات قدیمی موجود هستند ولی به دلیل عدم شناخت و به کارگیری این ظرفیت ها، توسعه در این محلات اتفاق نمی افتد. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی امکان تحریک توسعه محله شش بادگیری می باشد که در این راستا، از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده-است. ظرفیت های ساختاری- کالبدی محله با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی ahp در تلفیق با سیستم اطلاعات جغرافیایی (gis) مورد تحلیل قرار گرفته است. در بررسی نقش سرمایه اجتماعی در تحریک توسعه محله ای از تکنیک پرسشنامه و ضریب هم بستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که عوامل موثر در تعیین ظرفیت های ساختاری- کالبدی توسعه محله، کاربری موجود اراضی، کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه، مصالح، اندازه قطعات و دانه بندی، تعداد طبقات، ارزش معماری و تاریخی بناها، و نفوذپذیری و دسترسی می باشند که با توجه به تعیین اهمیت آن ها بر اساس نظرات کارشناسان و محاسبه وزن آن ها به روش ahp، مشخص شد که شاخص کاربری موجود با ضریب اهمیت 0.312 بیش ترین تاثیر و شاخص تعداد طبقات با ضریب 0.057 تاثیر ناچیزی در سنجش ظرفیت های ساختاری- کالبدی توسعه محله مورد مطالعه دارند. هم چنین با تهیه نقشه های مربوط به هر یک از شاخص ها و روی هم اندازی آن ها با اعمال وزن محاسبه شده، نقشه ای تهیه شد که اراضی محله را در سه دسته بر اساس اولویت توسعه دسته بندی کرده است. در بررسی نقش سرمایه اجتماعی در توسعه محله با توجه به نتایج به دست آمده، نمی توان به صورت قاطع بیان داشت که می توان با تقویت سرمایه اجتماعی به توسعه محله ای دست یافت، اما به سبب نزدیک به معنادار بودن این رابطه و معناداری مولفه مشارکت مدنی، می توان بیان داشت توجه به مفهوم ذهنی سرمایه اجتماعی، شرط انکارناپذیر تحقق عینی توسعه محله ای است، یعنی دست یابی به توسعه در محله بدون توجه به پتانسیل های نهادی و انسانی و بهره گیری از تمامی ظرفیت های فردی و گروهی امری غیر قابل اجراست.