عوامل اجتماعی موثر بر تغییر رشته به گرایش های رشته ی علوم اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد
Abstract
این تحقیق با هدف شناخت عوامل اجتماعی موثر بر تغییر رشته به گرایش های رشته ی علوم اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد به ثمر رسیده است. روش تحقیق میدانی است. از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات از 150 نفر از دانش آموختگان تغییر رشته داده شده به گرایش های رشته ی علوم اجتماعی در شش دانشگاه تهران استفاده شده است. چارچوب نظری تحقیق تلفیقی است از نظریات ماکس وبر در زمینه کنش، دیدگاه کنش متقابل نمادین، نظریه ی گزینش عقلانی، نظریه ی مبادله و قضایای جورج هومنز، نظریه ی خوداثر بخشی باندورا، نظریه ی کنش موجه یا عمل بخردانه و ساختار کنش بنیادی پارسونز. یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل موثر بر تغییر رشته به گرایش های رشته ی علوم اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد عبارتند از: 1) علاقه مندی به شناخت موضوعات ومسائل جامعه 2) جذابیت های گرایش های رشته ی علوم اجتماعی3) انتظارات وارزیابی های فرد (خوداثربخشی) 4) زمینه های فرهنگی و اجتماعی. همچنین بین ارزیابی منفی دانش-آموختگان از رشته ی قبلی و تغییر رشته آنان رابطه معناداری کشف نشد.