بازده خصوصی آموزش در ایران (با استفاده از داده¬های بودجه خانوار شهری سال 1391)
Abstract
بعد از دهه 1950 ، تغییرات کیفی در نیروی کار که به شکل مهارت¬ها و تخصص¬های ناشی از سرمایه¬گذاری در آموزش بوجود می¬آیند مطرح شد و رفته¬رفته ، نظریه سرمایه انسانی شکل گرفت. در این نظریه از آموزش به عنوان عاملی مهم در سرمایه انسانی و افزایش کیفیت و بهره¬وری نیروی کار یاد شده است. بیشتر مطالعات و تحقیقات تجربی در زمینه اهمیت آموزش در اقتصاد بعد از پیدایش نظریه سرمایه انسانی شکل گرفت. این نظریه در ابتدا توسط افرادی چون مینسر و بکر مطرح شده است. می¬توان گفت در مطالعات مینسر منشاء اصلی قدرت تولید و درآمد یک فرد، میزان آموزشی است که او در طول زندگی¬اش کسب کرده است ؛ برای این منظور از روش توابع درآمدی (مینسر) استفاده شده است. در این مطالعه از دو روش متفاوت جهت بررسی رابطه تحصیلات و درآمد استفاده شده است. در روش اول مقاطع تحصیلی به شکل متغیر کیفی وارد مدل شده است و در روش دوم از میانگین سالهای تحصیلی استفاده شده. با روش دوم می¬توان نرخ بازده خصوصی آموزش را به طور واضح تعیین کرد و در روش اول تنها تاثیر تحصیلات بر درآمد مشخص خواهد شد. همچنین به غیر مقاطع تحصیلی در روش اول و میانگین سالهای تحصیل در روش دوم ، متغیرهای دیگری از جمله : سالهای تجربه و مجذور سالهای تجربه و متغیرهای مجازی مثل جنسیت ، بخش شغلی و وضعیت تاهل در مدل مورد استفاده قرار گرفته¬اند. نتایج مدل با کاربرد داده¬های بودجه خانوار(شهری) سال 1391 و با استفاده از روش gls نشان می¬دهد که بازده خصوصی آموزش و تجربه به ازای هر سال به ترتیب 8% و 9% برآورد شده است .به علاوه با افزایش سال های تحصیل بازدهی افزایش میابد. مدل نشان می دهد که یک رابطه خطی بین اموزش ودریافتی وجود دارد. درحالی که رابطه بین تجربه و دریافتی یک رابطه درجه 2 است. متغیرهای مجازی جنسیت ، بخش شغلی و وضعیت تاهل، همگی معنادار هستند و بر بازدهی اثرگذار می¬باشند.