بررسی رابطه بین ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره با محافظه کاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
Abstract
سرمایه گذاران عمده با توجه به مالکیت بخش درخور توجهی از سهام شرکت¬ها، دارای نفوذ قابل ملاحظه¬ای بر آنها هستند؛ ضمن آنکه محرک¬هایی برای نظارت بر رویه¬های شرکت¬ها (شامل رویه¬های حسابداری) دارند. رویه های حسابداری محافظه کارانه، مدیران را از رفتار فرصت¬طلبانه و خوش¬بینی بیش از حد در ارائه سود باز داشته، سبب گزارش سودهای قابل اتکاتری می¬گردد. در این تحقیق، سعی برآن است که تأثیرساختار مالکیت به خصوص حضور مالکان نهادی بر رویه¬های حسابداری محافظه کارانه مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق آزمون فرضیه¬ها با استفاده از روش آماری داده¬های تلفیقی (pooled data) و برای دوره زمانی 1386 الی 1391 با استفاده از اطلاعات 84 شرکت منتخب به روش نمونه گیری حذف سیستماتیک و برای اندازه گیری محافظه کاری نیز از مدل باسو (1997) استفاده شده است. یافته¬های به دست آمده از وجود رابطه مثبت بین مالکیت نهادی و محافظه کاری سود حکایت دارند. به عبارت دیگر، با افزایش سطح مالکیت نهادی، تمایل شرکت ها به استفاده از رویه های محافظه کارانه بیشتر می¬گردد. در نتیجه، می توان ادعا کرد این سهامداران ناظران فعالی هستند که مدیران را به گزارش سود با کیفیت بالاتر تشویق می کنند. هچنین مطابق با فرضیه منافع شخصی بین تمرکز مالکیت و مالکیت مدیریتی با محافظه کاری نیز یک رابطه منفی و معنی دار مشاهده شد. همچنین نتایج آزمونهای آماری بیانگر جانشین بودن محافظه کاری با تفکیک وظیفه مدیرعامل از رئیس هیات مدیره بوده و کاهش محافظه کاری در شرکتها است.