تحلیل منطقی مقوله ابهام در حقوق با تکیه بر آرای تیموتی اندیکات
Abstract
ابهام یک عبارت زبانی به این معناست که مواردی وجود دارند که در آنها نمی توان گفت آیا عبارت زبانی کاربرد دارد یا خیر. این وضعیت را زمینه ساز ایجاد پارادوکسی به اسم پارادوکس خرمن می دانند. ابهام در زبان طبیعی دارای گستردگی بسیاری ست. از طرفی حقوق و زبان از یکدیگر جدایی ناپذیرند. تمامی قوانین و مقررات حقوقی نیز در زبان طبیعی صورتبندی می شوند. لذا ابهام در زبان در حقوق نیز تأثیرگذار خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی ماهیت و حدود و ثغور این تأثیر با تکیه بر آرای اندیشمند حقوق تیموتی اندیکات است. در این راستا ابتدائاً شرحی در باب مسئله ابهام در پرتو سه نظریه عمده فلسفی ارائه شده و در ادامه، حضور موازی این سه نظریه فلسفی در تئوری حقوقی معاصر بررسی شده است. سپس به شرح آرای اندیکات در باب مسئله ابهام در حقوق پرداخته ایم. وی نظریات فلسفی را که در پی ارائه راه حلی برای ابهام و پارادوکس خرمن هستند به بوته نقد می کشد. وی همچنین منتقد آن نظریاتی در فلسفه حقوق است که وجود ابهام در حقوق را نفی می کنند. بنا به نظر وی، حضور ابهام در حقوق گسترده و فراگیر است اما این لزوماً تهدیدی در برابر آرمان برین حقوق یعنی حاکمیت قانون محسوب نمی شود. چنانکه دقت در حقوق هم لزوماً به معنای تحصیل آن آرمان نیست.