ملاحظاتی نقادانه درباره‌ی دو مفهوم علم دینی و علم بومی

نویسنده

  • علی پایا دانشیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

چکیده

مقاله حاضر متشکل از سه بخش اصلی است. در بخش نخست با بهره‌گیری از شماری از تفکیک‌های فلسفی، منطقی و تجربی، دیدگاه‌های پوزیتیویستی و هرمنیوتیستی درباره علم و فناوری که طی دو قرن اخیر از دامنه تأثیر زیادی برخوردار بوده‌اند مورد نقادی قرار می‌گیرند. از رهگذر این نقادی توضیح داده می‌شود که برخلاف نظر پوزیتویست‌ها، اولاً همه علوم به فیزیک و ریاضی قابل تحویل نیستند و ثانیاً علم و فناوری از سنخ واحدی به شمار نمی‌آیند؛ و برخلاف نظر هرمنیوتیست‌ها، اولاً علوم انسانی و اجتماعی تافته‌ای به کلی جدا بافته از علوم فیزیکی و زیستی نیستند و ثانیاً فناوری برخلاف علم فاقد ذات و جوهر (در اصطلاح فلسفی) است. در بخش دوم با استفاده از نتایج به‌دست آمده در نخستین بخش به توضیح این نکته پرداخته می‌شود که علم و فناوری علی‌رغم ارتباط بسیار نزدیکی که با یکدیگر دارند، از جهات مهمی از هم متمایزند. همین تمایزهای اساسی منجر به آن می‌شود که محصول تکاپوهای علمی واجد خصلت کلیت و عمومیت باشد، حال آنکه فرآورده‌های تکنولوژیک رنگ ظرف و زمینه‌های محلی را به خود می‌گیرند. به همین منوال، در حالی‌که در علوم کوشش می‌شود تا از تأثیرات ناشی از نظام‌های ارزشی و/ یا ایدئولوژیک تا حد امکان احتراز شود، در حوزه فناوری آموزه‌های حاصل از ارزش‌ها از اهمیت بسیار برخوردارند. در سومین و آخرین بخش مقاله با ارائه توضیحات بیشتر درباره شباهت‌ها و تفاوت‌های علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می‌شود که علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می‌شود که علوم انسانی و اجتماعی دارای خصلتی دوگانه‌اند: این علوم از یکسو «علم» محسوب می‌شوند و از سوی دیگر «فناوری» به شمار می‌آیند. این خصلت دوگانه موجب می‌شود که امکان عام تولید فناوری‌های انسانی – اجتماعی‌ای بومی و حتی دینی موجود باشد. اما این نکه در عین حال در بردارنده دو نتیجه بسیار مهم است. نخست آنکه «علم دینی» یا «علم بومی» مفاهیمی سازگار نیستند. دیگر آنکه استفاده از امکان عامل تولید «فناوری‌های انسانی – اجتماعی بومی و یا احیاناً دینی» به منظور دستیابی به محصولات و فرآورده‌های خاص، نیازمند شناخت دقیق از ظرفیت‌ها و استعدادهای محیط‌ها و زمینه‌های معین است و در غیاب این درک دقیق، این احتمال قوت می‌یابد که کوشش‌هایی که در این قلمرو صورت می‌گیرد و سرمایه‌گذاری‌هایی که به انجام می‌رسد، ضایع و تباه گردد، یا نتایج نامطلوب و خلاف انتظار ببار آورد.

برای دسترسی به متن کامل این مقاله و 9 میلیون مقاله دیگر ابتدا ثبت نام کنید

ثبت نام

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

ورود

منابع مشابه

این مقاله نقدی است بر مقاله «ملاحظاتی نقادانه درباره دو مفهوم علم دینی و علم بومی» تألیف دکتر علی پایا که در آن استدلال­هایی علیه مفهوم علم دینی اقامه شده است. نویسنده مقالة مورد نقد در نقّادی خود موضعی پوپری اتخاذ کرده است. در مقالة انتقادی حاضر نشان داده می­شود که این منظر برای نفی مفهوم علم دینی کفایت نمی­کند؛ زیرا نقادی پوپری نمی­تواند نظریة علمی حاوی آموزه­های متافیزیکی را از این آموزه­ها ع...

مقاله حاضر متشکل از سه بخش اصلی است. در بخش نخست با بهره گیری از شماری از تفکیک های فلسفی، منطقی و تجربی، دیدگاه های پوزیتیویستی و هرمنیوتیستی درباره علم و فناوری که طی دو قرن اخیر از دامنه تأثیر زیادی برخوردار بوده اند مورد نقادی قرار می گیرند. از رهگذر این نقادی توضیح داده می شود که برخلاف نظر پوزیتویست ها، اولاً همه علوم به فیزیک و ریاضی قابل تحویل نیستند و ثانیاً علم و فناوری از سنخ واحدی به ...

این مقاله نقدی است بر مقاله «ملاحظاتی نقادانه درباره دو مفهوم علم دینی و علم بومی» تألیف دکتر علی پایا که در آن استدلال­هایی علیه مفهوم علم دینی اقامه شده است. نویسنده مقالة مورد نقد در نقّادی خود موضعی پوپری اتخاذ کرده است. در مقالة انتقادی حاضر نشان داده می­شود که این منظر برای نفی مفهوم علم دینی کفایت نمی­کند؛ زیرا نقادی پوپری نمی­تواند نظریة علمی حاوی آموزه­های متافیزیکی را از این آموزه­ها ع...

هدف پژوهش حاضر بررسی تمایز علم دینی از علم غیر دینی در نگاه مخالفان است در این رابطه معتقدند که ملاک و معیاری بر این تمایز وجود ندارد. برای اثبات این مطلب سه مقوم فرضی علم، «موضوع ـ روش ـ غایت» را در مقام ثبوت و اثبات بررسی می‌کند. لذا در مقام ثبوت، دینی بودن را به هیچ معنایی نمی‌پذیرد، اما در مقام اثبات، بین مقام داوری و مقام گردآوری تفکیک می‌کنند و مدعی می‌شوند که تنها در مورد مقام گردآوری اس...

مسئله‌ی اصلی نوشتار حاضر، بررسی رابطه‌ی علم دینی با علوم اجتماعی رایج و تبیین مساعدت‌هایی است که علم دینی می‌تواند برای حل پاره‌ای از مشکلات علوم اجتماعی داشته باشد. نویسنده پس از مرور مجموعه‌ی رویکردها یا گفتمان‌های موجود درباره‌ی رابطه‌ی علم و دین، رویکرد تأییدی یا تکمیلی میان علوم دینی و علوم اجتماعی را پذیرفته است و تصریح دارد که علی‌رغم تفاوت‌های جدی در موضوع قلمرو و روش دین و علم مبانی و ...

× خانه ژورنال ها ثبت نام ورود