وییلیام کریک و تبیین ازلیت خداوند

نویسندگان

  • فاطمه ملاحسنی دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
  • محمد سعیدی مهر دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

ازلیّت خداوند، غالباً به یکی از دو معنای زمان­مندی (جاودانگی در زمان) یا بی­زمانی (فرازمان بودن خداوند) تفسیر شده است. در دورة معاصر، ویلیام کریگ کوشیده است تا به نوعی میان این دو معنای رایج از ازلیّت خدا (بی‌زمانی و زمان­مندی) جمع کند. در نظر وی، خداوند بدون خلقت، بی‌زمان است؛ اما پس از خلقت، به دلیل صدق نسبت واقعی خدا با جهان زمانی و نیز علم او به حوادث زمانی، زمان­مند می‌شود. نظریة کریگ در باب ازلیّت الهی، بر مبانی متافیزیکی خاصی استوار است: مانند این­که او، از سویی نظریة نسبی زمان؛ و از سوی دیگر، نظریة ترتیبی زمان را پذیرفته است. در بادی امر ممکن است چنین به نظر آید که دیدگاه کریگ، نظریه‌ای منسجم و گامی در جهت تلفیق دو معنای ازلیّت است، اما با تأمّل و دقّت درمی­یابیم که اشکالاتی بر این دیدگاه وارد است که قبول آن را به عنوان نظریه‌ای موجّه برای تفسیر ازلیّت الهی دشوار می‌سازد. برخی از مهم‌ترین اشکال­های دیدگاه او عبارت­اند از: لزوم وقوع تغییر در ذات خدا، تأثّر حقّ تعالی از فعل خود، و تعطیل فیض در وضعیت عدم خلقت.

برای دسترسی به متن کامل این مقاله و 9 میلیون مقاله دیگر ابتدا ثبت نام کنید

ثبت نام

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

ورود

منابع مشابه

یکی از مباحث مهم در فلسفۀ دین معاصر غربی، مبحث ازلیت خداوند است. ازلیت خداوند در فلسفۀ یونان و قرون وسطی، عمدتاً تفسیری فرازمانی داشت که بر اساس آن خداوند موجودی غیر زمان‌مند است و برای او درنظرگرفتن آغاز و انجام زمانی بی‌معناست. در نظر پاره‌ای از فیلسوفان عصر جدید، صفت ازلیت خداوند رنگ و بویی زمان‌مند می‌یابد و به این معنا تفسیر می‌شود که خدا در همۀ زمان‌ها بوده است و خواهد بود. با تأثیرگرفتن ا...

یکی از مباحث مهم در فلسفۀ دین معاصر غربی، مبحث ازلیت خداوند است. ازلیت خداوند در فلسفۀ یونان و قرون وسطی، عمدتاً تفسیری فرازمانی داشت که بر اساس آن خداوند موجودی غیر زمان مند است و برای او درنظرگرفتن آغاز و انجام زمانی بی معناست. در نظر پاره ای از فیلسوفان عصر جدید، صفت ازلیت خداوند رنگ و بویی زمان مند می یابد و به این معنا تفسیر می شود که خدا در همۀ زمان ها بوده است و خواهد بود. با تأثیرگرفتن ا...

ازلیت خداوند پرداخته می‌شود. در فلسفة دین معاصر، دیدگاه‌های گوناگون دربارة ازلیت خداوند، در سه تفسیر 1. فرازمانی استمراری، 2. فرازمانی غیر استمراری، و 3. زمانی‌گرایی خلاصه شده است. با بررسی آثار ملاصدرا به سه تفسیر از ازلیت الهی دست می‏یابیم که از آن‏ها به 1. فرازمانی غیر استمراری، 2. احاطه بر همة زمان‏ها، و 3. فرازمانی استمراری تعبیر می‏کنیم. این سه تفسیر در آثار او بیش‌تر با تعبیرات ازلیت، او...

ازلیت خداوند پرداخته می شود. در فلسفة دین معاصر، دیدگاه های گوناگون دربارة ازلیت خداوند، در سه تفسیر 1. فرازمانی استمراری، 2. فرازمانی غیر استمراری، و 3. زمانی گرایی خلاصه شده است. با بررسی آثار ملاصدرا به سه تفسیر از ازلیت الهی دست می‏یابیم که از آن‏ها به 1. فرازمانی غیر استمراری، 2. احاطه بر همة زمان‏ها، و 3. فرازمانی استمراری تعبیر می‏کنیم. این سه تفسیر در آثار او بیش تر با تعبیرات ازلیت، او...

درباره مبدأ آغازین فعل و خلقت الهی دو دیدگاه (ازلیت فعل الهی و خلقت جهان و انکار ازلیت و قول به حدوث فعل الهی) مطرح است. نویسنده در این مجال نخست با تمسک به علت‏تامه‎بودن ذات الوهی برای فعل خویش و بطلان فرضیه رقیب (حدوث جهان بعد از عدم) با استناد به دو محذور عقلی آن (نامعقولیت قول به حدوث فاعلیت خدا و لزوم تعطیلی فیض الهی) به تبیین و اثبات فرضیه خود (ازلیت جهان) می‌پردازد. آن‌گاه در اثبات و تأی...

× خانه ژورنال ها ثبت نام ورود